تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٦ - شرح آيات
باشند، همه در خدمت رسالت و مردم سپرى مىشود،/ ٢٩٣ و پيوسته منتظر فرصتاند تا، بدون اين كه مردمان خواستار يارى از ايشان باشند، به عمل صالح بپردازند و به يارى آنان بشتابند. و قرآن از قول عيسى (ع) گفته است: «وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ- و مرا در هر جا كه باشم مبارك و با بركت و فرخنده ساز»، پس مقدم مؤمنان در خانه هجرت مبارك است.
شايد از اقدام موسى به اين عمل ايجاد روابطى اجتماعى بوده است كه بر اثر آن تحرك مكتبى در جامعه هجرت استوار شود، به همان گونه كه از خلال آن در خدمت به قضيه خودش دستگير ما مىشود.
«قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ- گفتند كه: ما (به گوسفندانمان) آب نمىدهيم تا آن گاه كه شبانان از آبشخور خارج شوند، و پدر ما پير مردى سالخورده است.» به سبب همين سالخوردگى نمىتواند به سيراب كردن گوسفندان در اين جا بپردازد.
[٢٤] «فَسَقى لَهُما- پس (گوسفندانشان را) براى آنان سيراب كرد.» ما گروهى از انقلابيان را مىبينيم كه از خدمت كردن به مردم شانه تهى مىكنند و آن را از حساب خود جدا مىسازند، و حجت ايشان آن است كه پرداختن به قضيه انقلاب مهمتر است.
اما موسى خدمت كردن به مستضعفان را از مهمترين هدفهاى خود مىدانست، و به همين سبب به جاى آن دو زن كار آب كشيدن از چاه و ريختن آن به آبشخور و سيراب كردن گوسفندانشان را به انجام رسانيد، و چون جوان و نيرومند بود، سختيهاى زندگى و چالشهاى آن او را به حركت برمىانگيخت، و با دلوى به آبكشى پرداخت كه عمل آن از عهده ده مرد بيرون بود.
از مهمترين صفات پيامبران نيكى كردن و احسان به مردم است، و با داشتن چنين صفاتى خدا آنان را به رسالت برمىگزيند، و هنگامى كه قرآن از گزينش پيامبران سخن مىگويد، غالبا اين جمله را مشاهده مىكنيم: «وَ كَذلِكَ