تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٥ - شرح آيات
مىبرند، و همه اشكها و خونهاى ريخته شده و بدبختيها را كه هنوز ملت و قوم ايشان با آنها رو به رو هستند فراموش مىكنند، و اين خطايى بزرگ و انحرافى پر دامنه است، چه هنگامى كه مهاجرت مىكنى، براى/ ٢٩٢ آن است كه فهم و نيروى بيشترى پيدا كنى و آن گاه به سرزمين خويش بازگردى و آتش انقلاب را براى تغيير دادن اوضاع و بهبود بخشيدن به آن روشن كنى.
بدين گونه موسى (ع) را در پيمودن راه به سوى مدين مشاهده مىكنيم كه از خدا مىخواهد تا راه راست را به او نشان دهد
«وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ- و چون رو به مدين به راه افتاد گفت: اميد است كه پروردگارم مرا به راه راست رهبرى كند.» موسى (ع) به تنهايى در صحرا به راه افتاد، و داستان هجرت او شگفت انگيزترين نمونه از مهاجرتهاى بشرى است كه تاريخ از آن خبر مىدهد، كه اكنون بخشى از آن را مىخوانيم
[٢٣] او (ع) به مدين مهاجرت كرد، و مدين شهرى بود كه گروه كثيرى از دامداران و شبانان در آن زندگى مىكردند و در اطراف آن چاههاى آب ديده مىشد.
«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ- و چون بر (چاههاى) آب مدين وارد شد، گروهى از مردم را ديد كه (به دامهاى خود) آب مىدادند، و دور از آنان دو زن را مشاهده كرد كه باز مىداشتند.» يعنى گوسفندان خود را از نزديك شدن به حوض آب، چه از آن كراهت داشتند كه با مردان مخلوط شوند و منتظر تمام شدن كار آنان بودند تا سپس گوسفندان خود را به آبشخور ببرند.
«قالَ ما خَطْبُكُما- (موسى) گفت: كار شما چيست؟» چرا شما براى آب دادن پيش نمىرويد؟، و او- عليه السلام- در جستجوى مستضعفى بود تا به يارى او بشتابد، و زندگى افراد مكتبى در هر جا كه