تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٣ - شرح آيات
چنين است كه خداوند مىگويد فَوَقاهُ اللَّهُ يعنى خدا خربيل را از بديهاى مكر ايشان سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا كه با بدگويى از او در نزد فرعون مىخواستند او را به هلاكت برسانند نجات داد وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ و عذاب بد و سخت نصيب آل فرعون شد، و آنان كسانى بودند كه از خربيل در نزد فرعون سعايت كرده بودند و گرفتار كوفته شدن با ميخها بر زمين و كنده شدن پارههاى گوشت تنهاشان با شانههاى آهنين شدند».
و گاه مصلحت مقتضى آن است كه فرد رسالى با ناكامان در يك جا زندگى نكند، بلكه بايد براى او خانه مرفّهى فراهم آورند تا شخصيت او پوشيده بماند، ولى اين امر نبايد هرگز در ايمان و شخصيت حقيقى او تأثيرى بر جاى گذارد.
و آن فرد مكتبى كه اين نقش را ايفا مىكند، واجب است كه ارتباط خود را با نهضت و حركت يا رهبرى مكتبى آشكار نكند و قصد او شناخته نشود، و قرآن كه از آمدن مردى از پايان شهر به حال دويدن خبر مىدهد، براى آن بوده است كه موسى را پيش از آن كه در اختيار صاحبان سلطه قرار گيرد از مطلب آگاه سازد، و چنان باشد كه او را در حال انجام دادن يك واجب رسالى مشاهده نكنند، و اگر مىخواهد پنهان شود چنان سرعت نگيرد كه به دويدن شباهت داشته باشد و مايه توجه ديگران شود، چه اين خطا است كه در هنگام انجام يافتن كارى خطير به دست فرد رسالى، او را به شكلى غير عادى مشاهده كنند.
در اين جا نبايد از تأثير وقت در انجام دادن كارهاى مهم غافل باشيم، چه گاه يك مسئله ممكن است تنها به آن حل شود كه شخصى به شخص ديگر تنها با يك اشاره مقصود خود را بفهماند، يا با مختصر سخنى آن را بيان كند، به شرط آن كه اين اختصار سودمند باشد.
«قالَ يا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ- گفت: اى موسى! مردمان در آن مىكوشند كه تو را بكشند، پس (از اين شهر) بيرون رو كه من از نيكخواهان و اندرزگويان توام.»/ ٢٩١ آن مرد به همين عبارت مختصرى كه متضمن نيكى و بيان مطلب است