تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - شرح آيات
لوط در صدد طرد مؤمنان از ميان خود برآمد، مردم آن مىگفتند كه
«إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ- آنان مردمانى طالب طهارت و پاكيزگيند.» آل لوط خواستار يك زندگى پاك و پاكيزه بودند، و به همين جهت مخالفان طرد آنان را از ميان خود خواستار شدند. مگر پاكيزگى با عقل و فطرت انسان سازگار نيست؟! البته چنين است. ولى صاحبان منطق زور و قوه به آن كارى ندارند كه حق با كيست، چه آنان خواستار حق نيستند، بلكه خواستار آن چيزند كه با شهوت ايشان سازگار باشد، هر چند عين باطل است.
منطق طاغوتان در هنگام بيرون راندن مؤمنان از جامعه خود همين است، و آنان را بدان سبب عذاب مىدهند و مىكشند كه براى برپا داشتن حكم خدا تلاش مىكنند و تو گويى كه اين كار جريمه و گناهى است! آنان از ما مىخواهند كه نمازمان منحصر به چار ديوارى مساجد باشد، و اما انعكاس پيدا كردن آن را بر واقعيت سياسى و اجتماعى را هرگز نمىپسندند.
[٥٧] هنگامى كه رأى آنان بر اخراج لوط و مؤمنان به او قرار گرفت، خدا اينان را نجات داد، و زن منحرف لوط با ايشان بر جاى ماند و چون عذاب خدا رسيد او را نيز فرا گرفت.
«فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ- پس او و كسانش را نجات داديم، مگر زنى كه او را از بازماندگان مقرر داشتيم.» [٥٨] «وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ- و بارانديم بر ايشان بارانى، پس چه زشت است باران بيم داده شدگان.» كلمه مطر (باران) در قرآن فقط براى باران بد و مخرب و مهلك به كار رفته است و اما بارانى (الغيث) كه از آسمان فرو مىريزد نامهاى گوناگون دارد، و خدا هيچ باران بد و زشتى را پيش از آن كه درباره آن بيم داده باشد فرو نمىفرستد، بلكه بيم مىدهد و چون آن را تكذيب كردند و از آن بهرهمند نشدند، با آن گرفتار عذابشان مىكند.
/ ٢١٦ [٥٩] «قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ- بگو سپاس مىگزارم خداى را.»