تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - شرح آيات
«وَ يَضِيقُ صَدْرِي- و سينهام تنگ شود.» ثالثا: شايد شدّت تكذيب مردمان سببى براى بسته شدن زبان شود، يا اين كه چنين تكذيبى نيازمند رو به رو شدن زبان روانتر و بليغترى با آن است.
نيز گفتهاند كه: موسى- عليه السلام- لكنت زبان داشت و نمىتوانست بعضى از حروف را به خوبى ادا كند.
هنگامى كه امر از اين قرار بوده باشد، درسى كه سياق مىدهد آن است كه: باز دارندههايى جسمانى گاه مانعى براى قيام كردن به رسالت خدا مىشود، و بر ما است كه به چالش با آنها بپردازيم.
«وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ- و زبانم روان نشود، پس رسالت را بر عهده هارون قرار ده.» رساندن پيامها و رسالتهاى خدا نيازمند تبليغى نيرومند است، و موسى- عليه السلام- از دشوارى اين كار آگاه بود، پس خواستار مساعد و ياورى در اين ميدان عمل شد.
[١٤] رابعا: ضرورتى ندارد كه حامل رسالت بنا بر عرف و قوانين مورد عمل در شهر مورد قبول قرار گرفته باشد، و اين گردنه دشوارى نيست كه گذشتن از آن امكان پذير نباشد. اگر قومى تو را مورد استهزا قرار دادند، يا حتى تو را مجرم قلمداد كردند، به آن توجهى نكن و در راه خود به پيش رو،/ ٢١ چه اين پيامبر بزرگ يعنى موسى بن عمران- عليه السلام- از لحاظ قانونى بر خلاف مقررات آنان عمل كرده بود، و از جمله عناصر مستضعف و به بردگى گرفته شده محسوب مىشد، و از ميان ايشان يكى را به قتل رسانده بود و بنا بر قوانين آنان مىبايستى در معرض قصاص قرار گيرد، و با همه اينها به حمل رسالت از جانب خدا مأمور شد.
و موسى براى اشاره به اين گرفتارى چنين گفت
«وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ- و گناهى در حق ايشان مرتكب شدهام و از آن بيم دارم كه مرا بكشند.» [١٥] همه اين گذرگاههاى دشوار در برابر موسى جمع شده بود. اينك بهتر