تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٨ - شرح آيات
معلوم مىشود كه ممكن نيست فرستادگان خدا از كسانى بوده باشند كه از كارهاى جهادى خوددارى مىكنند، و از چالش و مبارزه و اقدام خوددارى مىورزند.
شرح آيات
[٤٥] «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً- و بر قوم ثمود برادر ايشان صالح را به رسالت فرستاديم.» خداوند متعال براى مردم پيامبرانى مبعوث مىكند، و آنان را از ميان قوم خودشان برمىگزيند تا به زبان خودشان با ايشان سخن گويند، و حجت ضد ايشان رساتر باشد و تا نگويند كه: اگر پيامبر از قوم خود ما بود بدو ايمان مىآورديم.
رسالت صالح همچون رسالت ديگر پيامبران براى آن بوده كه به ايشان بگويد
«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ- كه خدا را بپرستيد، پس ناگهان آنان به دو گروه تقسيم مىشوند و به ستيزهگرى با يكديگر مىپردازند.» و در اين آيه اشارهاى به مبارزه دو گروه از كسانى كه پيامبر بر ايشان مبعوث شده است ديده مىشود: گروهى به رسالت و پيامبرى صالح ايمان آوردند، و گروه ديگرى نسبت به او كافر شدند و به تكذيب او پرداختند،/ ٢٠٣ و مبارزه در اصل با سخن و كلمات و جدل است و سپس به رو به رو شدنهاى سخت منتهى مىشود، و قرآن معمولا درباره همين رويارويى بحث مىكند كه آشكارترين آنها را در سورة القصص مشاهده مىكنيم.
[٤٦] «قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ- گفت كه
اى قوم! چرا به بدى كردن پيش از نيكى كردن شتاب مىورزيد؟» صالح به ايشان گفت: مخالفت و چالش كردن شما با رسالت دليل بر آن است كه شما براى رسيدن به عقاب و عذاب بيش از رسيدن به ثواب و پاداش شتاب مىورزيد، و به خود فرصت آزمودن رسالت را نمىدهيد، و اين كار را پيش از رد كردن و منكر شدن آن انجام نمىدهيد.