تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٨ - دروغگويان و شاعران
در چارچوب اين شعرا قرار نمىگيرند؛ و از رسول اللَّه (ص) روايت شده است كه به حسّان بن ثابت (شاعر) گفت
«به هجو كردن و بدگويى از ايشان بپرداز و روح القدس با تو است». [٥٠] [٢٢٥] و از ويژگيهاى اين گروه است: بىبندوبارى آنان در سخن گفتن و مقيد نبودن به حدود شناخت يا مصلحت.
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ- آيا آنان را نمىبينى كه در هر وادى سرگردانند؟»/ ١٣٨ آيه شايد دلالت بر آن داشته باشد كه آنان در مسير خود روش معينى براى پيشروى ندارند و بىانديشه گام برمىدارند.
[٢٢٦] و از نشانههاى ايشان يكى آن است كه حرف را جانشين عمل مىسازند و هيچ مسئوليتى در برابر گفته خويش احساس نمىكنند.
«وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ- و چيزهايى مىگويند كه به آن عمل نمىكنند.» تحريك حاصل از آرزوها، و انگيزش بر اثر خيال، و ساختن رؤياهاى آميخته به گل و بلبل، همه از طبيعت فرهنگهاى مادّى است، و معمولا دارندگان چنين فرهنگهايى از همه مردم كمتر خود را ملتزم به چيزهايى مىكنند كه مىگويند، و سبب آن است كه، در تصور ايشان، سخن جايگزين عمل است.
[٢٢٧] در آيات پايانى اين سوره، پروردگار از صفات صاحب رسالت واقعى سخن به ميان مىآورد و مىگويد
«إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً- مگر آنان كه ايمان آوردند و به انجام دادن كارهاى نيكو و شايسته پرداختند و از خدا فراوان ياد كردند.» صاحب رسالت در معرض فشار جريانهاى فرهنگى و نيروهاى اجتماعى
[٥٠] - همان جا.