تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٤ - دروغگويان و شاعران
آيا اينها چيست؟ اينها نتيجهاى از لرزش و ارتعاش ناگهانى اعصاب چشم است نه اين كه بازتابى از اشعه نورانى وارد شده از خارج در چشم بوده باشد، و در واقع در اين مورد بدان مىماند كه چشم حركت درونى خود را مشاهده مىكند. آيا چنين نيست؟! مثالى ديگر: آيا با سرماى سخت رو به رو شدهاى كه ناگهان گرفتار لرزش شديد تمام اندامهاى بدن خود شدى؟ مصدر اين نيز اعصاب داخلى بدن است و نه سرماى برخاسته از برف شديدى كه در بيرون بدن در حال فرو ريختن است.
آن كسان كه به خيال خود براى فراموش كردن سختيهاى زندگى خود را به استعمال مواد مخدّر گرفتار مىكنند، بسيار چيزها را ظاهرا با چشم خويش مىبينند كه در جهان خارجى ايشان وجود ندارد. اين نيز نتيجهاى از حركت اعصاب داخلى ايشان است؛ به همين گونه در داخل قلب نيز دو مصدر و منبع براى افكار و انديشهها وجود دارد كه هيچ ارتباطى با حقايق ندارند.
اولا: هواهاى نفسانى، در آن هنگام غلبه پيدا مىكند كه به آنها اجازه دهيم تا همه قلب را اشغال كنند و آن را سياه و تاريك سازند، كه در اين صورت از خود انديشههايى را ابداع مىكند، و اين درست همان چيزى است كه به نام دروغ خوانده مىشود.
ثانيا: خيال و پندار كه آن نيز به نوبه خود حركتى مخصوص به قلب است و هيچ ارتباطى با واقعيت خارجى ندارد،/ ١٣٤ چيزى كه هست از دروغ سبكتر است.
گويا سياق به اين دو نيز همچون الهامات شيطانى اشاره كرده و گفته است
[٢٢١] «هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ- آيا مىخواهيد از آن آگاهتان سازم كه شيطانها بر چه كسان نازل مىشوند؟» شيطان، بدان گونه كه از تدبّر در سياق آياتى آشكار مىشود كه ذكر وى در آنها آمده، بر هر فريبندهاى اطلاق مىشود، خواه از جنّ و خواه از انس، كه به فريب دادن آدمى مىپردازد. و خداوند متعال گفته است: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا