تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٦ - اشكال مشهور
اينها كه بقاء حيات بشر در بعضى اوقات وابسته بآنها است واجب هستند اعمّ از آنكه در مقامشان عوضى بذل شده يا بذل نگردد. و بعبارت ديگر:
نزاع صغروى است و كبرى مورد تسليم و قبول است باينمعنا كه اين كبراى كلّى را مىپذيريم كه حكم در واجبات مشروط آنستكه قبل از تحقّق شرط چون واجب نيستند اخذ اجرت و عوض در قبال آنها جايز است بخلاف واجبات مطلقه كه چنين نيستند ولى كلام در اينستكه آيا صناعات و حرف از قبيل واجبات مشروط بوده تا مجوّز براى اخذ اجرت در آنها باشد يا از مصاديق واجبات مطلقه هستند در نتيجه عوض و اجرت در ازاء آنها نمىتوان گرفت؟
مرحوم كاشف الغطاء آنها را از قبيل واجب مشروط دانسته ولى ما اين ادّعاء را نپذيرفته و مىگوئيم از مصاديق و افراد واجب مطلق مىباشند.
شرح مطلوب
قوله: لوقوع اكثر النّاس فى المعصية بتركها: يعنى بترك الصّناعات الواجبة.
قوله: او ترك الشّاقّ منها: ضمير در « منها » به صناعات واجبه عود مىكند.
قوله: فانّهم لا يرغبون الخ: ضمير در « انّهم » به اكثر النّاس راجع است.
قوله: و زيادتها على ما يبذل لغيرها: يعنى و الّا طمعا فى زيادتها على ما يبذل لغيرها، ضمير در « زيادتها » به اجرت و در « لغيرها » به صناعات الشّاقّه راجع است.
قوله: و تسويغ اخذ الاجرة عليها لطف الخ: كلمه « تسويغ » مبتداء و « لطف » خبر آن مىباشد و ضمير در « عليها » به صناعات عود مىكند.
قوله: و تحمّلها ناش الخ: ضمير در « تحمّلها » به صنايع شاقّه راجع است.
قوله: عدم قابليّته لغير ما يختار: ضمير مجرورى در « قابليّته » و ضمير مرفوعى در « يختار » به « النّاس » راجعند.
قوله: او عدم ميله اليه: ضمير در « اليه » به النّاس و در « اليه » به غير صنايع شاقّه برمىگردد.
قوله: او عدم كونه شاقّا عليه: ضمير در « كونه » به غير صنايع شاقّه راجع است.