تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١٢ - كلمات فقهاء در عدم وجوب قسم سوم از ولايت
ترجمه:
كلمات فقهاء در عدم وجوب قسم سوّم از ولايت
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بسا از كلمات جماعتى اينطور ظاهر و روشن مىشود كه ولايت در اينصورت (صورت سوّم) نيز واجب نمىباشد.
كلام مرحوم شيخ طوسى در كتاب نهايه
مرحوم شيخ در كتاب نهايه مىفرمايند:
متولّى امور مردم شدن از جانب سلطان عادل جايز و مرغوب فيه بوده و بسا به حدّ وجوب مىرسد زيرا در سايه آن شخص از امر بمعروف و نهى از منكر و نهادن هرچيز بجاى خودش متمكّن مىباشد. و امّا تصدّى امر از قبل سلطان جور، بايد بگوئيم:
هرزمانيكه شخص علم يا ظنّ غالب داشته باشد كه اگر از طرف جائر متولّى امر شد از متوصّل شدن باقامه حدود و امر بمعروف و نهى از منكر و تقسيم اخماس و صدقات و رساندن آنها به صاحبانش وصله برادران دينى و احسان بايشان متمكّن بوده و ابدا اشتغال بامور مردم مخلّ بواجبى از واجبات نبوده و از ناحيه آن فعل قبيحى مرتكب نمىشود البتّه در چنين فرضى بر او مستحب است اين امر را از جانب سلطان جور متعهّد و عهدهدار بشود.
پايان كلام شيخ (ره) در نهايه.
مقاله مرحوم ابن ادريس حلّى در كتاب سرائر
مرحوم ابن ادريس در كتاب سرائر مىفرمايند:
امّا سلطان و حاكم جور: بايد بگوئيم:
بر احدى جايز نيست امرى از امور را از جانب وى بعهده بگيرد مگر علم يا ظنّ