تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٣ - اشعار حضرت امير المؤمنين عليه السلام در پستى و بىاعتبار بودن دنيا
بيانى كه بشما رسيده و بهيچ چيز از شرور دنيوى آلوده نشدند.
و من از صادق مصدّق يعنى حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى تو مكارم دنيا و آخرت را بيان كرده و تو را با آنها مواجه قرار مىدهم پس اگر به نصيحتى كه در اين نامه برايت نوشتهام عمل كردى اگر گناهانت مثل سنگينى كوهها و امواج درياها باشد اميدوارم حقتعالى به عزّت و قدرتش از آنها درگذرد.
شرح مطلوب
قوله: و خلقكم: كلمه « خلق » بر وزن « فرح » بمعناى كهنه و مندرس مىباشد.
قوله: و خرقكم: كلمه « خرق » جمع « خرقه » و آن عبارتست از قطعهاى از لباس.
قوله: هو ان الدّنيا: يعنى پستىهاى دنيا.
قوله: و ما وكدى من الدّنيا: كلمه « وكد » بضمّ واو يعنى سعى و كوشش.
قوله: انّى كنت بفدك: فدك بفتح فاء و دال قريهاى است از قريههاى يهود كه فاصله بين آن تا مدينه دو روز مىباشد و آنرا يهوديان به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واگذار كرده و حضرت نيز به صدّيقه طاهره سلام اللّه عليها بخشيدند.
قوله: فى بعض حيطانها: يعنى بعضى از باغهاى فدك.
قوله: قد قحمت: يعنى ناگهان ظاهر شد.
قوله: مسحاة: يعنى بيل.
قوله: فشبّهتها ببثينه: كلمه « بثينه » بصيغه تصغير اسم زنى است باجمال از زنان عرب.
قوله: جحمى: با جيم مفتوحه و حاء ساكنه اسم منسوب است براى « جحم » بر وزن جسم و آن از اسامى رجال مىباشد.
قوله: بطائل: يعنى نافع.
قوله: على زىّ العروس: كلمه « زىّ » يعنى هيئت و شكل.
قوله: بثينه: عطف تفسير است براى « العروس » .