تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٩ - اشكال مشهور
و شايد بتوان تجهيز ميّت و انقاذ غريق بلكه و معالجه طبيب بجهت دفع هلاكت را از همين قبيل شمرد از اينرو عامل در انجام اينگونه افعال نبايد اجرت بگيرد.
اشكال مشهور
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در اينجا اشكالى است مشهور كه ذيلا بيان و تشريح مىگردد و آن اينستكه:
صناعاتى كه نظام جامعه وابسته بآنها است كلّا واجب كفائى مىباشند مانند: طبابت، خبّازى، بنّائى، نجّارى و غير اينها.
و دليل بر واجب بودن اينها آنستكه اقامه نظام جامعه واجب است و مقدّمه آن اين گونه صنايع و حرف مىباشد پس از باب مقدّمه واجب محكوم بوجوب كفائى هستند بلكه بسا پارهاى از اين صنايع بر برخى از مكلّفين واجب تعيّنى مىباشند و آن در وقتى است كه مكلّف قادر بر اينها منحصر در شخص خاصّى باشد.
حال با توجّه باين نكته مىگوئيم:
طبق آنچه قبلا تقرير شد و گفتيم اخذ اجرت در قبال واجبات جايز نيست نبايد در مقابل اين صنايع و حرف نيز دريافت عوض و اجرت جايز باشد با اينكه جواز اخذ اجرت در آنها محلّ كلام نبوده و هيچگونه شبههاى در آن وجود ندارد.
و همچنين لازمه بيانات گذشته اينستكه اخذ اجرت طبيب بابت طبابت حرام باشد زيرا طبابت و بيان مرض بر وى واجب است يا واجب كفائى بوده و يا واجب عينى همچون فقاهت يعنى همانطورى كه فقيه در مقابل بيان فروع و احكام حرام است اجرت دريافت كند طبيب نيز نمىتواند در مقابل طبابتش از مريض اجرت بگيرد و دليل در هردو اينستكه محكوم بوجوب كفائى يا عينى هستند.
وجوهى كه در حلّ اشكال مذكور ايراد گرديده
مرحوم مصنّف مىفرمايند: