تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨٤ - مسئله بيست و هفتم حرمت هجو نمودن مؤمن
تنفير الخلق عنهم أقوى من مفسدة الكذب.
و في رواية أبي حمزة عن أبي جعفر عليه السّلام قال: قلت له: إنّ بعض أصحابنا يفترون و يقذفون من خالفهم.
فقالت: الكفّ عنهم أجمل.
ترجمه:
مسئله بيست و هفتم حرمت هجو نمودن مؤمن
هجو و غيب مؤمن را برشمردن به ادلّه چهارگانه حرام است زيرا هجو از مصاديق همز و لمز و خوردن گوشت مؤمن و تعبير و افشاء سرّ بوده كه هريك از اين عناوين حرام و در عداد معاصى كبيره مهلكه مىباشند.
و بر حرمت آن علاوه بر آنچه گفتيم فحواى ادلّهاى كه در غيبت بلكه بهتان گذشت دلالت دارند مبنى بر اينكه هجاء را به « خلاف مدح» تفسير كنيم همانطورى كه از صحاح اللّغة نقل شده، بنابراين تفسير هجاء هم شامل عيوبى كه در شخص بوده مىشود و هم عيوبى كه در او نيست را شامل مىشود چنانچه از قاموس اللّغة و نهايه ابن اثير و مصباح المنير حكايت شده منتهى ايشان ذكر عيوب را اختصاص به شعر دادهاند يعنى گفتهاند:
هجو عبارتست از اينكه در قالب شعر عيوب كسى را ذكر نمايند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
امّا تخصيص دادن هجو را به ذكر عيوب موجود در شخص در قالب شعر چنانچه از ظاهر كلام محقّق ثانى (ره) در جامع المقاصد استفاده مىشود خالى از تأمّل و مناقشه نيست.
و بايد توجّه داشت در حرمت هجو مؤمن فرقى نيست بين اينكه وى فاسق بوده يا غير فاسق باشد.
و امّا اينكه در خبر آمده:
ذنوب و گناهان خود را با ذكر فاسقين و برشمردن عيوب ايشان پاك و محو كنيد.