تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤٧ - مقاله مرحوم محقق در شرايع
و المسألة مورد نظر و إن كان ما تقدّم من المسالك لا يخلو عن وجه.
ترجمه:
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
مخفى نماند همانطورى كه مستأجر بواسطه اجاره عملى را كه بر مكلّف بر وجه عبادت واجب است مستحقّ نمىگردد عينا موجر نيز عملى را كه مستأجر بواسطه اجاره از وى مستحقّ گرديده نمىتواند بنحو عبادت از جانب خود اداء كند، بنابراين اگر شخص را بجهت طواف دادن طفل يا مغمى عليه اجير كنند وى نمىتواند در حال طوافى كه براى خود مىكند قصد طواف دادن ايندو را نيز بنمايد چنانچه مرحوم علّامه در كتاب مختلف بآن تصريح فرمودهاند بلكه بايد گفت حكم مختصّ بايندو نبوده لذا اگر براى حمل و بدوش گرفتن ديگرى اجير شده باشد نمىتواند در حال طواف خود آن غير را بدوش خود قرار دهد چنانچه جماعتى از فقهاء به تبعيّت از مرحوم اسكافى اينطور فرمودهاند و دليلش آنستكه مستأجر پس از تحقّق اجاره حركت مخصوص را از اجير استحقاق دارد از اينرو اجير نمىتواند اينحركت را كه مال ديگرى است براى خود منظور كرده و طواف خود را بآن عملى سازد.
ولى از ظاهر كلام جماعتى اينطور بدست مىآيد كه در اينصورت اجير مىتواند طواف خود را نيز بحساب آورد زيرا استحقاق حمل و بدوش گرفتن غير از استحقاق طواف دادن بواسطه حمل مىباشد نظير اينكه شخصى را اجير كنند كه در طواف خودش متاعى را بدوش بگيرد پس همانطوريكه در اينجا اجير حق دارد در عين حاليكه متاع را بدوش گرفته و نقل مىدهد طواف خود را نيز انجام دهدر آنجا نيز مىتواند در ضمن طواف خود ديگرى را نيز بدوش گرفته و او را طواف دهد.
و در اينمسئله اقوال و آراء ديگرى نيز وجود دارد كه فقهاء فرمودهاند:
مقاله مرحوم محقّق در شرايع
مرحوم محقّق در كتاب شرايع مىفرمايند: