تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٨٦ - مسئله دوم جوائز سلطان و كاركنان او
مىشوند و پرواضح است وقتى محبّت ظالم در دل جاى گرفت مفاسد و توالى ناهنجارى بر آن مترتّب مىگردد.
و در روايت صحيح آمده:
از دنياى ايشان (ظلمه) بشما چيزى نمىرسد مگر آنكه معادلش از دينتان كاسته مىشود.
و نيز در روايتى از امام كاظم عليه السّلام اين مضمون آمده:
اگر نبود اين مصلحت كه جوانان عزب آل ابيطالب را بايد بازدواج درآورم تا نسل ايشان منقرق نگردد، البتّه از دولت جائر هرگز هدايا و جوائز را قبول نمىكردم.
شرح مطلوب
قوله: و ذلك لما تقرّر فى الشّبهة المحصورة: يعنى دليل بر اينكه اگر شبهه محصوره بوده و اطراف آن مردّد باشند بين غير مورد ابتلاء و چيزى كه شأنيّت ابتلاء مكلّف را داشته باشد.
قوله: من اشتراط تنجّز تعلّق الخ: حاصل آنكه:
در مورد شبهه محصوره تنها زمانى اجتناب از تمام اطراف لازم و واجب است كه هركدام از مشتبهين بطورى باشند كه بالفعل بايد از آن دورى و اجتناب نمود يعنى خطاب « اجتنب » معلّق و مشروط به وقت ابتلاء نبوده بلكه فعلى و منجّز باشد نظير مشتبه شدن ظرف شراب بين دو ظرف كه هردو از ظروف مكلّف بوده و مورد ابتلاء وى مىباشند كه در اينجا وى موظّف است از هردو دورى نمايد بخلاف موردى كه يكى از دو ظرف از محلّ ابتلاء شخص خارج باشد مثل اينكه ظرفى از ظروف همسايه و يا اجنبى ديگر باشد كه عادتا مكلّف بآن ابتلاء پيدا نمىكند كه در اينفرض حكم آنستكه مىگوئيم حرام واقعى در طرف غير مورد ابتلاء بوده لاجرم مشتبه ديگر كه مكلّف بآن ابتلاء پيدا مىنمايد محكوم به حلّيّت است.
قوله: الاستدلال له: ضمير در « له » به كونه مكروها راجع است.
قوله: بمثل قوله عليه السّلام دع ما يريبك: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در