تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥١ - تنبيه سوم
و يا مثل اينكه ظالم او را امر كند به حبس نمودن مؤمنى و وى مىتواند مؤمن مزبور را در خانه وسيعى داخل كرده بدون اينكه به دست و پايش زنجير نهاده باشد بلكه مىتواند از او نيك پذيرائى كند منتهى در ظاهر نشان دهد كه وى را حبس نموده و تحت شدّتش قرار داده است لازم و واجب است چنين نمايد.
و همچنين بين حضرات اختلافى نيست در اينكه عجز از تفصّى در جائى كه بر تفصّى ضرر كثير مترتّب باشد اعتبارى ندارد و گويا منشاء توهّم اختلاف در اينمسئله كلامى است از مرحوم شهيد ثانى در مسالك كه عبارت شرايع را با آن شرح فرموده در حاليكه از آن خلاف رأيى كه خود بر آن اعتماد كرده است را استظهار نموده:
مقاله مرحوم محقّق در شرايع
مرحوم محقّق در كتاب شرايع بعد از آنكه داخل شدن در ولايت ظلمه را بجهت دفع ضرر ناچيز تجويز كرده منتهى با كراهت و براى دفع ضرر كثير حكم بجوازش نموده بدون كراهت مىفرمايند:
اگر ظالم كسى را بر قبول ولايت اجبار و اكراه نمود بر مكره جايز است در آن داخل شده و بآنچه وى امر مىكند عمل نمايد بشرطى كه بر تفصّى از آن قادر نباشد.
پايان كلام محقّق در شرايع
مقاله مرحوم شهيد ثانى
مرحوم شهيد ثانى در كتاب مسالك در ذيل اين عبارت شرحى آورده كه ملخّص و چكيده آن اينست:
مرحوم مصنّف در اينمسئله دو شرط ذكر فرموده:
الف: اكراه.
ب: عجز از تفصّى.
ايندو شرط باهم متغاير بوده و دوّمى اخصّ از اوّل مىباشد يعنى هرجا كه عجز