تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٨ - تنبيه چهارم
كلام اصحاب و تعبيرات علماء عنوان شده صرفا همان جائر و ظالمى است كه از اهل خلاف و سنّى باشد.
و از امور كه باز اين معنا را تأييد مىكند آنستكه « زكات » را حضرات در كلماتشان به خراج و مقاسمه عطف كردهاند با اينكه جائر و سلطان شيعه ابدا خود را ولّى و مستحقّ جمعآورى صدقات نمىداند و اين اهل خلاف هستند كه جمع نمودن و گرفتن زكوات را نيز از شئونات خويش دانسته و باستحقاق خود قائلند.
و بهرصورت آنچه ما در اينجا تصوّر مىكنيم آنستكه هرچه شخص منصف با تأمّل بيشتر در كلمات اصحاب بنگرد اينمعنا برايش بيشتر واضح و روشن مىگردد، از اينرو بايد بگوئيم اينكه برخى از ارباب فنّ كلام را به درازا كشانده و در ادّعاى عموم نصّ و كلمات علماء سخن را طولانى نموده و در اطراف آن صحبت بسيار كرده سزاوار نيست كه باعث فريفتن و مغرور واقع شدن ديگران گردد و بخاطر همين مطالبى كه ما ذكر نموده و نيز پارهاى از مطالب ديگر صاحب ايضاح النّاففع كلمه « جائر » را كه در عبارت « نافع » آمده به مخالف تفسير فرموده بنابراين قول باختصاص و اينكه منظور از جائر خصوص مخالف است همانطورى كه مرحوم شهيد ثانى در كتاب مسالك آنرا استظهار فرموده و صاحب ايضاح النّافع بآن جزم و يقين پيدا كرده و مرحوم سيّد على طباطبائى در رياض از آن به « اصحّ » تعبير نموده خالى از قوّت نيست.
نتيجتا بايد بگوئيم:
در حكم اراضى و زمينهائى كه در دست جائر شيعه بوده و راجع به معاملهاى كه بعين آنها يا بر مالياتى كه از آنها اخذ مىشود تعلّق مىگيرد سزاوار است به حاكم شرعى مراجعه شود و در صورت استيذان از وى معامله بىاشكال مىباشد.
فرع
اگر فرض نموديم كه سلطان جائر مخالف خود را مستحقّ اخذ خراج و مقاسمه ندانست و معتقد بود ولايت جمعآورى وجوه ياد شده از آن وى نيست و معذلك اموالى را از مردم بعنوان خراج و مقاسمه و زكات اخذ مىكند همانطورى كه ديگر