تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٠ - مسئله اول
و از اخبارى كه بر جواز دلالت دارد، روايت عنبسه ورّاق است، وى مىگويد:
محضر امام صادق عليه السّلام عرض كردم مردى هستم كه قرآن مىفروشم اگر مرا از آن نهى بفرمائيد بآن مبادرت نمىورزم.
حضرت فرمودند:
آيا اوراق را نمىخرى و در آن قرآن نمىنويسى؟
عرض كردم: چرا اين عمل را انجام مىدهم.
حضرت فرمودند:
اشكالى ندارد.
اين روايت اگرچه ظاهر در جواز مىباشد ولى اين ظهور از حيث سكوت امام عليه السّلام از كيفيّت بيع در مقام حاجت به بيان مىباشد پس با اخبار گذشته كه متضمّن بيان كيفيّت بيع هستند تعارضى ندارد.
و بهرصورت اظهر در مقام اختيار همان رأيى است كه اساطين از فقهاء بآن قائل بوده و بيع مصحف را حرام مىدانند.
شرح مطلوب
قوله: مثل رواية ابى بصير: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١١٥) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن الحسن، از نضر، از عاصم بن حميد، از ابى بصير قال:
سئلت ابا عبد اللّه عليه السّلام عن بيع المصاحف و شرائها؟
فقال: انّما كان يوضع عند القامة و المنبر.
قوله: و مثلها رواية روح بن عبد الرّحيم: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١١٥) باين شرح نقل فرموده:
محمّد بن يعقوب، از عدّهاى اصحاب، از احمد بن محمّد، از ابن فضّال، از غالب بن عثمان، از روح بن عبد الرّحيم، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام قال:
سئلته عن شراء المصاحف و بيعها؟
فقال: انّما كان يوضع الورق عنه المنبر الخ.