تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٣ - تحقيق مرحوم مصنف در مسئله اخذ اجرت بر واجبات
و خلاصه آنكه ملاحظه نصوص و فتاواى مشهور در اينمسئله ما را بر اين مىدارند كه تصديق كنيم مسئله مزبور از مورد كلام خارج مىباشد.
سؤال ديگر
جواب مذكور در مورد عمل وصىّ را پذيرفتيم ولى سؤال ديگر هست و آن اينكه:
اگر حكم مذكور را كه تقرير فرموديد بپذيريم مىبايد در جائيكه شخص مالش را به مضطرّ بذل مىكند و اين بذل بر او واجب است حقّ دريافت اجرت و عوض را نداشته باشد در حاليكه چنين نيست يعنى باذل مىتواند عوض باذل را از مضطرّ اخذ كند.
جواب
در مورد باذل مال بمضطرّ بايد بگوئيم وى عوض ماليكه به مضطرّ مىدهد را اخذ مىكند نه اجرت عملش كه بذل باشد پس با اين مثال نمىتوان نقضى بمسئله مورد صحبت وارد كرد زيرا محلّ كلام جواز و عدم جواز اجرت عمل مىباشد نه عوض ماليكه بديگرى داده شده.
سؤال ديگر
اين جواب را نيز پذيرفته و تسليم مىشويم ولى سؤال ديگر اينستكه:
حضرات فرمودهاند:
بر مادر واجب است لباء يعنى اوّلين شيرى كه قوام نوزاد و حياتش بآن وابسته است را بفرزند بدهد در حاليكه در مقابل اين دادن شير مىتواند از شوهر يعنى پدر فرزند عوض بگيرد ولى طبق تقريرى كه شما نموديد نبايد اين امر جايز باشد.
جواب
در مورد ارضاع لباء بايد بگوئيم: