تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٠ - خاتمه بحث در آنچه شايسته است والى نسبت به خود و رعيت عمل كند
الخطايا كمثل اوزان الجبال و امواج البحار رجوت اللّه ان يتجاوز عنك جلّ و عزّ بقدرته.
ترجمه:
دنباله روايت
سپس امام عليه السّلام فرمودند:
بدان من از پدرم شنيدم كه از آباء گرامش، از امير المؤمنين عليه السّلام نقل فرمود كه حضرت نيز از وجود مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيد كه روزى به اصحابش مىفرمود:
بخدا و روز قيامت ايمان نياورده كسيكه شب را با حالت سيرى بسحر برساند در حاليكه همسايهاش گرسنه باشد.
صحانه محضر مباركش عرض كردند: پس ما هلاك شديم.
حضرت فرمودند:
از زيادى طعام خود و از زيادى خرما و روزى خود و از جامههاى مندرس و كهنه و تكهپارچههاى خويش بديگران بدهيد و بدين ترتيب آتش غضب الهى را خاموش نمائيد.
پس از آن امام عليه السّلام فرمودند:
اى عبد اللّه بزودى تو را از دنائت و پستى دنيا خبر مىدهم و آن اينستكه:
شرافت و برترى آن نزد سلف و تابعين ناچيز و بىارزش مىباشد.
حضرت ابى محمّد بن على بن الحسين عليهم السّلام مرا خبر داد و فرمود:
زمانيكه حضرت امام حسين عليه السّلام بكوفه متوجّه شدند ابن عبّاس خدمتش رسيد و او را بخدا و نسبتى كه بينشان بود قسم داد و عرض كرد كه آنجناب در سرزمين طف شهيد خواهند شد.
امام عليه السّلام بوى فرمود:
من بقربانگاه خود از تو آگاهتر هستم و سعى من صرفا فراق و جدائى از دنيا است.
اى ابن عبّاس آيا تو را خبر ندهم به داستان امير المؤمنين عليه السّلام با دنيا؟