تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٩ - استدلال بر فساد اجاره در واجبات عبادى و ظهور فساد آن از مطالب مذكور
ممكنست اجير عمل را مخلصا للّه بياورد بطورى كه اجاره هيچ دخالتى در اتيان و انجام فعل نداشته باشد و بدين ترتيب مستحقّ اجرت باشد و با اين بيان معلوم مىشود كه اجاره هيچ ممانعتى از قصد اخلاص ندارد، پس نمىتوان حكم بفساد اجاره و حرمت اخذ اجرت نمود.
جواب
صحبت در اين است كه مىبايد مورد اجاره عملى بوده قابل براى وفاء نمودن باجاره يعنى اجير بتواند با انجام آن بمقتضاى عقد وفاء كرده و برايش ممكن باشد فعل را بخاطر اينكه مستأجر از وى مستحقّ است اتيان نموده و از باب تسليم مال غير باو به آوردن آن مبادرت ورزد و پرواضح است عملى كه از قبيل عبادت است ابدا قابليّت اينمعنا را ندارد چون همانطورى كه قبلا اشاره شد مكلّف آنرا بخاطر اينكه خدا از وى مستحقّ است بايد بياورد نه مستأجر.
سؤال
ممكنست غايت فعل را تقرّب دانسته و بگوئيم اجير عمل را براى صرف قربت بجاى آورد منتهى مقصود و منظور از اتيان اين فعل استحقاق اجرت است و بعبارت ديگر:
اجير بطور قطع و يقين فعل را بخاطر خدا انجام مىدهد منتهى غرض از انجام چنين فعلى آنستكه به مال دنيوى برسد همانطورى كه بسيار اتّفاق مىافتد شخص قصدش از انجام افعال عبادى همچون فلان نماز يا فلا نروزه حصول مطالب دنيوى نظير اداء دين و توسعه رزق و غير ايندو از حاجات دنيوى ديگر مىباشد.
مثلا در اخبار و احاديث آمده كسيكه بخواندن نماز شب مبادرت ورزد يا هرشب سوره واقع را قرائت نمايد حقتعالى در روزى او توسعه مىدهد حال كسى اگر بانجام ايندو عمل قربى و عبادى اقدام كرده و قصدش توسعه رزق باشد عبادتش