تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٠ - تنبيه سوم
رغبت اسلام آوردهاند ماليّات بسته و از رعيّت اخذ مىكند بطور قطع و يقين اين زمينها مشمول اخبار نبوده و تصرّف جائر در آنها نافذ نمىباشد.
سپس مىفرمايند:
اگر سلطان از زمينى كه مالكش مجهول بوده ماليات را باعتقاد اينكه مستحقّ آنست اخذ نمود پس در اينكه ديگرى بتواند آنرا از سلطان بگيرد يا نتواند دو احتمال است.
شرح مطلوب
قوله: و هو الّذى يقتضيه نفى الحرج: ضمير « هو » به ظهور اخبار راجع است.
قوله: هو الاختصاص: يعنى اختصاص جواز بهخصوص زمينهاى خراجيّه.
قوله: اخذه غير مستحقّه: منظور از « غير مستحقّ» سلطان جائر مىباشد.
قوله: فبرأت ذمّته: يعنى ذمّه مأخوذ منه.
قوله: الّا انّه كاشف عن اختصاص محلّ الكلام الخ: ضمير در « انّه » به هذا الدّليل راجع است.
قوله: لو تمّ: يعنى لو تمّ الدّليل المذكور.
قوله: معلّلين ذلك: مشار اليه « ذلك » حرمة جحود الخراج و المقاسمة مىباشد.
قوله: بانّ ذلك حقّ عليه: مشار اليه « ذلك » خراج و مقاسمه بوده و ضمير در « عليه » به مستعمل ارض راجع است.
قوله: بعد دعوى الاجماع على الحكم: مقصود از « الحكم » حكم به جواز اخذ از سلطان مىباشد.
قوله: او على ملك الامام لا بالامامة: يعنى ملك شخصى امام عليه السّلام كه مثلا به خريدن يا هبه به آنجناب منتقل شده است.
قوله: معتقدا لاستحقاقه ايّاها: ضمير در « استحقاقه » به سلطان جائر راجع بوده و مرجع « ايّاها » به خراج از ارض مجهوله عود مىكند.