تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨٥ - مسئله بيست و هفتم حرمت هجو نمودن مؤمن
مقصود از فاسقين، مؤمنين اهل فسق نبوده بلكه مقصود كسانى است كه از ايمان خارج بوده يا متجاهر بفسق مىباشند چه آنكه هجو اين دو گروه قطعا جايز است چنانچه هجو فاسقى كه بدعت در دين گذاشته جايز است تا بدينوسيله ديگران را از بدعتش برحذر داشته و از گرد او بتوان پراكنده ساخت البتّه اين جواز مشروط است باينكه بر صرف عيوب موجود در او اكتفاء شود از اينرو نمىتوان عيوبى كه در او نيست ذكر نمود و وى را مورد بهتان قرار داد چه آنكه عموم حرمت كذب اقتضايش همين است.
سؤال
چطور بگوئيم بهتان بفاسق جايز نبوده و تنها عيوبى كه در او است مىتوان ذكر نمود و حال آنكه قبلا در مبحث غيبت خبرى درباره اهل بدعت نقل شد و گفتيم امام عليه السّلام درباره ايشان فرمودهاند:
و باهتوهم كيلا يطمعوا فى اضلالكم. ( بايشان بهتان زنيد تا در گمراهى شما طمع نكنند).
پس بهتان و ذكر عيوب غير موجود در اهل فسق را بايد جايز دانست.
جواب
خبر مذكور محمول است بر اينمعنا كه مبدعين را مىتوان مورد اتّهام و سوء ظنّ قرار داد بآن طورى كه درباره مؤمن حرام است مثلا مىتوان درباره آنها بگوئيم:
شايد فلانى زانى يا سارق باشد.
و پرواضح است عبارت مذكور و اشباه آن تهمت نبوده بلكه در معرض اتهام قرار دادن است در حاليكه اينمقدار نيز درباره مؤمن جايز نمىباشد.
و بدين ترتيب بين اين خبر و آنچه گفته و بيان كرديم كه اتّهام فاسق جايز نيست مىتوان جمع نمود.
سپس مىفرمايند:
و همچنين مىتوان معايب مبدع را بنحو مبالغه ذكر نمود چه آنكه قبلا گفته