تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٩ - تنبيه هفتم
بيت المال بايد استحقاق داشته باشد.
چه آنكه در اين روايت آمده است:
چه چيز ابن ابى سماك را بازداشت از اينكه عطاء تو را برايت بفرستد، مگر نمىداند كه تو در بيت المال سهم و نصيب دارى.
چنانچه ملاحظه مىكنيم امام عليه السّلام ابن ابى سماك را مورد ملامت و طعن قرار داده و فرمودند با اينكه تو در بيت المال سهيم هستى چرا حقّت را برايت نفرستاد يعنى كسى مىتواند از بيت المال استفاده كند كه استحقاق آنرا داشته باشد امّا غير مستحقّ چنين حقّى را ندارد.
بنابراين در بين اخبار، خبرى در دست هست كه استحقاق را در آخذ و مصرفكننده شرط نموده و اينطور نيست كه اخبار و احاديث اطلاق داشته باشند چنانچه در بين كلمات علماء نيز عباراتى وجود دارد كه بر اشتراط استحقاق آخذ دلالت دارند از جمله تعليلى است كه مرحوم علّامه حلّى در ذيل دليل سابق آورده و فرمودند:
خراج حقّ خداوند متعال بوده و غير مستحقّ (سلطان جائر) آنرا اخذ كرده تا آخر.
اينكلام دلالت دارد بر اينكه در صورتى بذل سلطان جائر كه مستحقّ گرفتن خراج و مقاسمه نيست ممضى و مشروع است كه آنرا به مستحقّ بدهد و در غير اينصورت بذل و اعطائش مورد امضاء شارع نمىباشد.
جواب
امّا فرموده امام عليه السّلام در روايت حضرمى، بايد بگوئيم:
اينكلام صرفا بر اين دلالت دارد كه هرذونصيب و صاحب سهمى در بيت المال مىتواند آنرا اخذ كند و استفادهاش از خراج و مقاسمه بدون اشكال است امّا اينكه شخص بدون نصيب و غير سهيم در بيت المال نتواند از آن استفاده كند ابدا از فرموده امام عليه السّلام استفاده نمىشود.
و امّا تعليلى كه مرحوم علّامه در ذيل دليل سابق الذّكر آوردند، مىگوئيم: