تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٩ - تنبيه چهارم
اموال را از آنها گرفته و از غير اراضى خراجيّه همچون املاك شخصى مردم ماليات مىستاند حكم اينگونه اموال نيز در منصرف اخبار و كلمات اصحاب داخل نبوده و حكم آن حكم اموالى است كه سلطان شيعه از رعيّت اخذ مىكند.
و امّا سلطان كافر:
درباره آن هيچ نصّ و روايتى نيافته و درباره اموالى كه وى از مردم اخذ مىكند دليلى كه حكم آنرا بيان كرده باشد در دست نيست.
ولى كسانيكه باطلاق نصوص و فتاواى مشهور تمسّك نمودهاند مىبايد به دخول وى در آنها ملتزم باشند ولى انصاف آنستكه نصوص و فتاوى از آن منصرف بوده و مراد از سلطان جائر در آنها همان مخالف مىباشد مضافا به بيانى كه در سلطان شيعه بيان كرده و گفتيم:
مقصود از « شبهه اخذ» شبههاى است كه منشاء آن مذهب باشد.
برخى از علماء براى عدم نفوذ تصرّف كافر در اين گونه از وجوه و عدم جواز اخذ وى به نفى سبيل براى كافر بر مؤمن تمسّك نمودهاند.
شرح مطلوب
قوله: كما فى المنتهى: يعنى كما فى منتهى المطلب للعلّامة الحلّى قدّس سرّه.
قوله: كما فى غيره: يعنى غير المنتهى.
قوله: من الاملاك الخاصّة: يعنى املاك شخصى و اختصاصى مردم.
قوله: فلا اشكال فى حلّيته له: ضمير در « حلّيته » به اخذ و در « له » به جائر موافق راجع است.
قوله: و استحقاقه للاخذ بالنّسبة اليه: ضمير در « استحقاقه » به جائر موافق راجع است چنانچه ضمير در « اليه » نيز باو راجع است.
قوله: و ممّا يؤيّده: ضمير در « يؤيّده » به اختصاص جائر به مخالف راجع است.
قوله: يزداد هذا المعنى: مقصود از « هذا المعنى» اختصاص جائر به مخالف مىباشد.
قوله: صاحب ايضاح النّافع: مقصود مرحوم شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى