تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٠ - تنبيه اول
جنس الامّة، و لا حسن في الامتنان على بعضهم: بترخيصه في الإضرار بالبعض الآخر، فاذا توقّف دفع الضّرر عن نفسه على الإضرار بالغير لم يجز و وجب تحمّل الضّرر هذا.
ترجمه:
تنبيهات
[حليت لوازم ولايت بواسطه اكراه بر ولايت]
تنبيه اوّل
همانطورى كه نفس ولايت بواسطه اكراه مباح و حلال مىگردد لوازم آن يعنى محرّمات ديگر كه از آن جدا نشده و در خلالش بواسطه صدور امر از سلطان بوقوع مىپيوندند نيز حلال مىگردند باستثناء ريختن خون مشروط باينكه هيچ طريق خلاصى از آنها برايش نباشد.
و در اين حكم هيچ اشكال و ترديدى وجود ندارد تنها اشكال در اينستكه در جائيكه از قبل پذيرفتن ولايت اضرار متوجّه بغير مىشود همچون غارت كردن اموال و از بين بردن عرض و آبرو و غير ايندو از محرّمات ديگر آيا بواسطه اكراه بر ولايت اين امور نيز مباح و حلال مىشوند اگرچه ضررى كه در صورت انجام ندادن متعلّق اكراه به مكره مىرسد بمراتب كمتر باشد از ضرركه بديگرى بايد وارد كند مثلاينكه اگر خواسته ظالم را عملى نكند خائف است از كلمه خشن و تندى كه ظالم بوى بگويد در حاليكه كلمه مزبور درخور شأن او نيست و حاصل آنكه آيا بصرف اكراه بر ولايت و مباح شدن آن اعراض و اموال مردم نيز مباح مىگردند اگرچه از حيث كثرت و عظمت بهرمرتبهاى برسند يا مىبايد ضررين را ملاحظه كرده و هركدام بر ديگرى ترجيح دارد آنرا مقدّم داشت؟
بايد بگوئيم: در آن دو وجه و دو احتمال مىباشد:
الف: مجرّد اكراه بر ولايت و مباح شدن آن موجب مىشود تمام تبعاتش نيز مباح شوند.
ب: اكراه بر ولايت تنها نفس پذيرفتن آنرا مباح مىكند ولى مجوّز و مسوّغ براى محرّمات ديگر نيست.
دليل احتمال اوّل اينستكه: