تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠٣ - انصاف مرحوم مصنف در مخدوش بودن استدلال مرحوم كاشف الغطاء
مستحقّ براى عمرو بوده و مملوك او مىباشد لذا معنا ندارد براى بار دوّم آنرا بملك ديگرى درآورد با اينفرض كه هنوز در ملك عمرو مىباشد و عين همين تقرير در واجبات جارى است يعنى وقتى حقتعالى عملى را واجب قرار داد معنايش اينستكه مملوك او بوده و تنها خودش استحقاق آنرا دارد و با اينفرض چگونه مىتوان در واجباتى كه مآلش به حقوق غير مىباشد چه آنكه حاصل ايجابى كه در عقد خوانده مىشود آنستكه غير را مستحقّ آن عمل قرار مىدهند و عامل را موظّف مىكنند كه فعل را براى آن غير بجاى آورد نظير احكام تجهيز ميّت كه شارع مقدّس ميّت را مستحقّ آنها و مكلّفين زنده را موظّف بانجام آنها قرار داده بنابراين غير ميّت حقّى در آن نداشته و صحيح نيست بواسطه اجاره آنرا بملك و استحقاق مستأجر درآورد پس دفن ميّت را كه خداوند واجب و لازم قرار داده مرجع اين حكم بحقّ ميت است يعنى در واقع برگشت اين وجوب نفعى است كه عائد به ميّت مىشود و بعبارت ديگر مآل اين وجوب استحقاق ميّت بر احياء است كه مكلّفند فردا فرد او را دفن كنند حال بر هيچيك از مكلّفين جايز نيست با اخذ اجرت ديگرى را مستحقّ اين فعل قرار دهد.
انصاف مرحوم مصنّف در مخدوش بودن استدلال مرحوم كاشف الغطاء
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين استدلال اگرچه اقوى و متينترين استدلالهاى مرحوم كاشف الغطاء است ولى در عين حال انصاف اينستكه خالى از خدشه و اشكال نيست زيرا ممكنست در مقابل ايشان بگوئيم:
قبول نداريم بين وجوبى كه عبارتست از طلب شارع و استحقاق مستأجر نسبت بعمل مستأجر عليه تنافى باشد زيرا استحقاق شارع و مالك بودنش كه از طلب او انتزاع مىشود از قبيل استحقاقى آدمى و تملّك وى نيست تا با تملّك و استحقاق