تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٤ - تحقيق مرحوم مصنف در مسئله اخذ اجرت بر واجبات
حكم آن يا از قبيل بذل مال بمضطرّ است كه مادر عوض شير را مىگيرد نه اجرت ارضاع و عملش را بنابراين با آن نمىتوان نقض نمود و يا نظير رجوع وصىّ باجرة المثل است كه دليل بر جوازش قائم شده منتهى در وصىّ دليل اجماع و نصّ بود ولى در اينجا عموم آيه شريفه:
فان ارضعن لكم فاتوهنّ اجورهنّ.
( پس اگر زنان بفرزندان شما شير دادند اجرت ايشان را اعطاء كنيد) مىباشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و اگر واجب، واجب كفائى بود استيجار بر آن جايز است و بايد توجّه داشت كه وقتى مستأجر فعل را انجام داد تكليف از او و غيرش ساقط مىگردد، اگرچه امتثال نيز حاصل نشده باشد يعنى بگوئيم چون قصد اجرت با نيّت امتثال در عرض هم واقع شده لاجرم اتيان عمل به قصد دريافت عوض منافات با اخلاص و امتثال دارد بنابراين امتثال در خارج تحقّق پيدا نمىكند.
بهرتقدير در اين فرض استيجار جايز بوده و مستأجر پس از اتيان عمل مستحقّ اجرت مىباشد.
و از همين باب است اجرتيكه طبيب در مقابل حاضر شدنش بر بالين مريض اخذ مىكند اگرچه معالجه مريض بر او متعيّن باشد چه آنكه علاج مريض اگرچه واجب و متعيّن مىباشد ولى جمع نمودن بين طبيب و مريض بعنوان مقدّمه علاج امرى است واجب كفائى كه در عهده اولياء و طبيب مىباشد لذا وجوب حضور طبيب از باب اداء واجب كفائى همچون وجوب احضار اولياء بوده و هيچكدام بر ديگرى ترجيح ندارند يعنى همانطورى كه بر طبيب لازم است ببالين مريض خود را حاضر كند و او را معالجه نمايد بر اولياء نيز لازم است نزد طبيب رفته و وى را بالاى سر مريض بياورند و هركدام از طبيب و اولياء كه بتكليف خود اقدام كردند واجب در خارج تحقّق يافته و از عهده ديگرى ساقط مىشود لذا هيچ اشكالى ندارد كه طبيب بگويد:
بر من واجب است مريض را معالجه كنم و اينكار را خواهم نمود و در مقابل عوض و اجرتى اخذ نمىكنم امّا اينكه بالاى سر مريض بيايم البتّه اين كار را بدون