تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٥ - تحقيق مرحوم مصنف در مسئله اخذ اجرت بر واجبات
اخذ اجرت انجام نمىدهم پس در مقابل حاضر شدن ببالين مريض اجرت مىخواهم.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بلى، از اينحكمى كه براى واجب كفائى گفته و اظهار نموديم اخذ اجرت در مقابل آن جايز است يك مورد استثناء شده و آن جائى است كه از دليل واجب كفائى استفاده كنيم عمل واجب حقّى است بنفع غير كه از مكلّفين طلبكار بوده و استحقاقش را دارد چنانچه برخى از فقهاء ادّعاء نمودهاند:
از ظاهر ادلّه وجوب تجهيز ميّت استفاده مىشود كه ميّت بر احياء حقّ داشته و بايد ايشان در تجهيز وى بكوشند لذا هركسى كه عملى از اعمال تجهيز را انجام دهد حقّ ميت را كه در عهدهاش بوده پرداخته لذا جايز است در ازاء آن مطالبه اجرت نمايد.
و همچنين است تعليم احكام عبادات و غير عبادات همچون صيغه نكاح و غير آن به شخص جاهل چه آنكه از ادلّه چنين برمىآيد كه جاهل در عهده عالم اين حقّ را دارد كه احكام عبادات و صيغ عقود را عالم بوى تعليم كند.
و بهرصورت اگر از دليل واجب كفائى معناى مزبور استفاده شود البتّه حكم همين است كه گفتيم يعنى عامل نمىتواند در مقابل عملش اجرت طلب كند منتهى تعيين و مشخّص كردن آن محتاج به لطف قريحه و ذوق سليم مىباشد يعنى اينكه بتوان معيّن نمود كداميك از واجبات كفائى چنين هستند امر ساده و آسانى نيست.
لازم بتوجّه است كه آنچه تا اينجا بيان نموديم حكم اخذ اجرت در مقابل عمل واجب بود.
شرح مطلوب
قوله: على ما ذكرنا سابقا: مقصود تفصيلى بود كه قبلا مرحوم مصنّف در واجبات ذكر فرمودند.
قوله: لصورة تعيّن العمل عليه: يعنى على الوصىّ.