تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤١ - حكم اخذ اجرت بر محرمات و مباحات و مكروهات و مستحبات
نائب غير قرار دهد يعنى در اتيان فعل قربى و عمل عبادى خود را منزله ديگرى تنزيل نمايد.
حال اگر بسبب اجاره اين نيابت واجب باشد اجير از ناحيه نيابتش تقرّبى پيدا نمىكند زيرا بحسب فرض وى نمىداند كه احيانا اين نيابت شرعا راجح بوده و بواسطهاش تقرّب حاصل ميشود ولى پس از آنكه خود را بمنزله غير قرار داد و عهدهدار نيابت گرديد مىتوان گفت كه بوى بوصف بدل و نائب بودن از غير تقرّب پيدا مىكند و بعبارت ديگر:
تقرّب براى غير حاصل مىشود و منوب عنه برايش قربت پيدا مىشود.
شرح مطلوب
قوله: لتصحّ الاجارة من هذه الجهة: زيرا در اجاره شرط است كه از قبل عمل مستأجر عليه نفعى به مستأجر راجع باشد و الّا اجاره باطل است.
قوله: لاستحقاق المستأجر ايّاه: ضمير « ايّاه » به فعل عود مىكند.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين يكون للمستحبّ نفع يرجع الى المستأجر.
قوله: فان كان حصول النّفع المذكور منه: ضمير در « منه » به فعل راجع است.
قوله: عدم حصول نفع منه: ضمير در « منه » به فعل راجع است.
قوله: و اهداء ثوابها الى المستأجر: ضمير در « ثوابها » به عبادت راجع است.
قوله: ام لم يتلفت اليها اصلا: ضمير در « اليها » به اوامر النّيابة راجع است.
قوله: و لم يعلم بوجودها: يعنى وجود اوامر النّيابة.
قوله: لا يعود نفع منه الى نفسه: ضمير در « منه » به احسان راجع است و ضمير در « نفسه » به عامل عود مىكند.
قوله: يحصل بها التّقرّب: ضمير در « بها » به نيابت راجع است.
قوله: لكنّه متقرّب بعد جعل نفسه نائبا: ضمير در « لكنّه » به عامل راجع است.
قوله: فهو متقرّب بوصف كونه بدلا: ضمير « هو » به عامل راجع است.