تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٣ - كلام در اراضى غير عراق
محتمل است ايشان مقلّد كسى بودهاند كه او اين زمينها را خراجيّه مىدانسته.
در جواب مىگوئيم:
اين بيان نيز نافع نيست زيرا تقليد در موضوعات جارى نبوده و مجوّزى براى آن وجود ندارد.
اگر بگوئى: ممكنست ايشان به خراجيّه بودن اين اراضى علم داشتهاند.
در جواب مىگوئيم:
لازمه اين احتمال و فرض آنستكه تناول و اخذ از ايشان فقط جايز باشد نه از دست سلطان جائر
شرح مطلوب
قوله: و اشكل منه: ضمير در « منه » به اثبات خراجيّه بودن بواسطه قول مورّخين راجع است.
قوله: لانّ ذلك: مشار اليه « ذلك » اثبات خراجيّه بودن بواسطه استمرار سيره مىباشد.
قوله: عن ثبوت ذلك: يعنى ثبوت خراجيّة هذه الاراضى.
قوله: لاعتناء اربابها: يعنى ارباب التّواريخ.
قوله: و يردّ على الاوّل: مقصود كلام قيل مىباشد.
قوله: لاجل عدم اطّلاعهم: يعنى اطّلاع مورّخين.
قوله: و على الثّانى: مقصود وجوب حمل تصرّف المسلمين على الصّحيح مىباشد.
قوله: انّه ان اريد الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فكونها كذلك: ضمير در « كونها » به اراضى راجع بوده و مقصود از « كذلك » خراجيّه مىباشد.
قوله: لا يصحّح فعله: يعنى فعل الجائر.
قوله: انّ اخذه الخراج: ضمير در « اخذه » به جائر راجع است.
قوله: من غيرها: يعنى من غير ارض الخراج.