تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٤ - اشكال مشهور
اقامه نظام جامعه وابسته بآنها است منع كنيم در اجتماع نظام مختلّ مىشود زيرا اكثر مردم آنها را ترك كرده و بدين ترتيب در معصيت واقع مىشوند و يا لااقلّ حرف و صناعات شاقّ را رها نموده و بدنبال اعمال و افعال سهل و ساده مىروند چه آنكه مردم هيچ رغبت و ميلى نسبت به صناعات پرمشقّت نداشته مگر آنكه طمع در اجرت و اميد رسيدن بآن ايشان را بآنها وادار مىكند و پرواضح است پرداخت اجرت زائد در مقابل آنها نسبت به صناعات ديگر و تجويز اخذ اين اجرت خود لطفى است از شارع مقدّس در مقام تكليف كه بمنظور اقامه نظام جامعه اعمال گرديده است.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين وجه نيز مخدوش و مورد اشكال مىباشد و وجه آن اينستكه آنچه وجدانا مشاهده مىكنيم آنستكه مردم صنايع و حرف شاقّ را كه اختيار كرده و زحمات و رنجهاى آنها را تحمّل مىكنند اين امر ناشى از دواعى ديگر غير از زائد بودن اجرت آنها بر ساير صنايع است مثل اينكه حرفه و صنعت ديگرى را بلد نيستند يا اساس بغير آنها تمايل ندارند و يا هيچ مشقّتى احساس نمىكنند زيرا از كسانى هستند كه در خانوادههائى نشو و نما كردهاند كه مشقّت براى آنها مفهومى نداشته و تحمّل آن امر ساده و عادى برايشان مىباشد و شاهد بر اين گفتار آنستكه مىبينيم اغلب صنايع شاقّ كه از واجبات كفائى هستند همچون فلاحت و حرث و حصاد و اشباه اينها اجرتى زائد بر اعمال سهل و آسان ندارند ولى معذلك گروه بسيارى بآنها مبادرت مىورزند.
وجه ششم
وجه ششمى كه گفته شده اينستكه مىگوئيم صناعات و حرف مذكور اگرچه واجب كفائى مىباشند ولى بايد توجّه داشت كه وجوب در آنها مشروط بعوض است يعنى اگر مردم بمتصدّيان اين صنايع عوض و اجرت پرداختند برايشان لازم و واجب است كه باين امور اقدام كنند و در غير اينصورت هيچ وجوبى بر آنها نيست.