بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٢ - مسئله چهارم مبحث اجتماع امر و نهى
نمىباشد چه آنكه در اينجا نفس تكليف محال است يعنى تعلّق امر و نهى به شيئ واحد غير ممكن بوده نه آنكه متعلّقش مستحيل باشد پس مورد بحث از قبيل « تكليف محال» بوده نه تكليف بالمحال و پرواضح است كه امتناع چنين تكليفى از اوضح واضحات است لذا جميع اصحاب در آن با هم متّفقند.
لذا در چنين وقتى جاى اين سؤال است كه چطور اين نزاع بين قوم صحيح بوده و اساسا معناى آن چيست؟
در جواب اين سؤال مىگوئيم:
تعبير به « اجتماع امر و نهى» از عناوين مجمل و مبهم است از اينرو لازم است مقصود حضرات را توضيح داده و در مقام شرح آن برآئيم و جهت اين منظور مىبايد كلمات وارد در اين عنوان را روشن نمائيم، اين كلمات عبارتند از:
اجتماع، واحد، جواز.
و پس از توضيح اينكلمات شايسته است از قيدى كه برخى از مؤلّفين براى تصحيح نزاع افزودهاند و آن عبارتست از قيد « مندوحه » و بعقيده ما اضافه آن لازم مىباشد صحبت كنيم.
بيان مراد
قوله: فى انّه هل يجوز الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و عليه جماعة من محقّقى المتأخّرين: ضمير در « عليه » به جواز راجع است.
قوله: من الابحاث التافهة: مقصود از كلمه « تافهه » بىمحتوى و بدون معنى مىباشد.
قوله: التّكليف بالمحال: تكليف بمحال آنست كه نفس تكليف امتناعى نداشته ولى متعلّق آن غير ممكن باشد مانند امر بضدّين كه يكى مهمّ و ديگرى اهمّ باشد چه آنكه اراده هردو در نفس مولى هيچ استحالهاى ندارد فقط امتثال آن براى مكلّف غير ممكنست.
قوله: لانّ التّكليف هنا نفسه محال: مشار اليه « هنا » مبحث اجتماع امر و نهى مىباشد و مراد از تكليف محال آنستكه نفس تكليف ممكن نباشد مانند صدور امر و