بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٢ - اول، مسلك تلازم
لازم نيست متلازمين در حكم با هم متّفق باشند نه در وجوب و نه در حرمت و نه در غير ايندو از احكام ديگر مگر آنكه مناط حكم در احدهما در ديگرى موجود باشد ولى در غير اينصورت هيچ دليلى بر لزوم توافق آندو در حكم در دست نيست.
بلى، قدر مسلّم در متلازمين اينستكه ممكن نيست در وجوب و حرمت با هم مختلف بوده باينمعنا كه يكى واجب و ديگرى حرام باشد زيرا در چنين فرضى امتثال هردو مستحيل بوده و مكلّف قادر بر اطاعت آنها نيست در نتيجه محال است كه مولى نسبت بهردو تكليف كند پس مىبايد مولى يا يكى از آندو را فقط حرام كند يا ديگرى را واجب قرار دهد و اين بحث به باب تزاحم منتهى شده كه شرح آن انشاء اللّه عنقريب خواهد آمد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و باين بيان و تقريرى كه نموديم شبهه معروفى كه از كعبى در اين باب نقل شده و بخش قابل توجّهى از ابحاث اصوليّين را بخود اختصاص داده باطل مىگردد چه آنكه مبناى اين شبهه نيز همين ملازمهاى است كه نقل گرديد بوى نسبت دادهاند كه گفته است:
اساسا شيئ مباح در شرع انور وجود ندارد و براى تثبيت آن مدّعى شده هرآنچه از افعال كه مظنون الاباحه هستند در حقيقت واجب هستند زيرا فعل و انجام هرمباحى ملازم قهرى واجب يعنى ترك يكى از محرّمات مىباشد چه آنكه در حال ترك حرام مىبايد شخص خود را بانجام فعل مباحى سرگرم نمايد.
بيان مراد
قوله: كالاكل مثلا الملازم فعله لترك الصّلوة الخ: چه آنكه لازم خوردن و آشاميدن تعطيل شدن نماز مىباشد.
قوله: فلمّا ذهبنا الى انّه لا نهى مولوى: ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد.
قوله: لانّ ملزومه: يعنى ملزوم ضدّ خاصّ كه همان ترك مأموربه باشد.
قوله: على انّا نقول ثانيا: كلمه « على » بمعناى علاوه مىباشد.