بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٧ - كلام در اطراف شرط مأموربه
للمستحاضة الى انّه رافع للحدث في النّهار فانّه يكون حينئذ واضح الاستحالة كالشّرط الواقعي بلا فرق.
و سرّ ذلك انّ المطلوب لما كان هو الحصّة الخاصّة من طبيعى المأمور به فوجود القيد المتأخّر لا شأن له الّا الكشف عن وجود تلك الحصّة في ظرف كونها مطلوبة. و لا محذور في ذلك انّما المحذور في تأثير المتأخّر في المتقدّم.
ترجمه:
كلام در اطراف شرط مأموربه
امّا كلام در شرط مأموربه:
صرف اينكه شيئى شرط شرعى براى مأموربه مىباشد مانع از جواز تأخّرش نيست زيرا معناى شرط شرعى آنستكه شارع مقدّس آنرا بعنوان قيد در مأموربه ملاحظه كرده بنحوى كه حصّه خاصّه و فرد مخصوصى از مأموربه مطلوب او مىباشد و همانطوريكه ممكنست شارع مقدّس شيئى را كه بر مأموربه سابق يا به آن مقارن است شرط قرار دهد عينا امرى را كه لاحق و متأخّر از آن مىباشد را مىتواند قيد و شرط بداند بدون اينكه بين آنها كوچكترين فرقى باشد.
بلى، اگر شرط شرعى به شرط واقعى راجع باشد مانند رجوع غسل ليلى براى مستحاضه به اينكه حدث واقع در نهار را رفع مىكند در چنين فرضى البتّه تأخّر شرط شرعى از مشروط واضح الاستحاله بوده همانطوريكه اينمعنا در شرط واقعى مىباشد و هيچ فرقى بينشان وجود ندارد.
و سرّ آن اينستكه:
مطلوب مولى چون حصّه خاصّى از طبيعت مأموربه بوده لاجرم وجود قيد متأخّر هيچ موقعيّت و نقشى نداشته مگر آنكه از وجود حصّه مطلوب كشف و پرده برمىدارد و پرواضح است كه در اينمعنا هيچ محذور و اشكالى وجود ندارد بلكه اشكال در آنجائى است كه شرط متأخّر در مشروط متقدّم بخواهد تأثير بگذارد.