بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢٦ - معناى حسن و قبح اقتضائى
بمنظور تشفّى قلب صادر شود قبيح است و در جائى كه خالى از ايندو جهت باشد همچون زدن جسم بىروح نه حسن بوده و نه قبيح مىباشد.
معناى حسن و قبح ذاتى
معناى حسن و قبح ذاتى آنستكه:
عنوانى را كه محكوم بيكى از حسن و قبح قرار مىدهيم اينحكم بملاحظه ذات آن باشد نه باعتبار اندراجش در تحت عنوان ديگر نتيجتا در اتّصافش به حسن و قبح نياز به واسطه ندارد و بعبارت ديگر:
حَسَن و قبيح ذاتى عبارتست از موضوع و فعلى كه در اتّصافش به ايندو صفت نيازمند به واسطه در ثبوت نباشد بلكه عنوان موجود در آن خود از عناوين حسنه يا قبيحه مىباشد.
معناى حسن و قبح اقتضائى
معناى اينكه مىگوئيم فلان شيئ مقتضى براى حسن و قبح مىباشد اينستكه:
عنوان فى حدّ ذاته متّصف به حسن و قبح نبوده بلكه بواسطه عنوان ديگرى اين اتّصاف را پيدا مىكند و در عين حال اگر بتنهائى ملاحظه بود يا در تحت عنوان حسن داخل بوده و يا عنوان قبيح بر آن صادق است.
و حاصل آنكه: اگرچه خود مستقلّا نه از عناوين حسنه بوده و نه قبيحه و اتّصافش بيكى از ايندو عنوان مىبايد بواسطه انطباق عنوان ديگر بر آن باشد ولى در عين حال اين امر نيز حتمى است كه تحت يكى از عناوين حسن يا قبيح داخل مىباشد.
مثلا تعظيم دوست بتنهائى و باصطلاح لو خلّى و طبعه تحت عنوان عدل داخل بوده كه اين عنوان ذاتا حسن مىباشد و باين اعتبار تعظيم را مىتوان واجد مصلحت نوعيّه عامّه دانست ولى در عين حال همين تعظيم دوست اگر سبب هلاكت نفس محترمهاى باشد قبيح است زيرا در چنين فرضى مىتوان گفت تعظيم