بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢٣ - بحث پنجم معناى حسن و قبح ذاتى
كذلك قبيح لو خلي و نفسه. و لكن تعظيم الصّديق بعنوان انّه تعظيم الصّدّيق يجوز أن يكون قبيحا مذموما كما اذا كان سببا لظلم ثالث، بخلاف العدل فانّه يستحيل ان يكون قبيحا مع بقاء صدق عنوان العدل. كذلك تحقير الصّدّيق بعنوان انّه تحقير له يجوز ان يكون حسنا ممدوحا عليه كما اذا سببا لنجاته، و لكن يستحيل ان يكون الظّلم حسنا مع بقاء صدق عنوان الظّلم.
ترجمه:
بحث پنجم: معناى حسن و قبح ذاتى
حسن و قبح بمعناى سوّم به سه قسم تقسيم مىشوند:
١- آنچه علّت براى حسن و قبح است و حسن و قبح در اينقسم به حسن و قبح ذاتى خوانده مىشوند مثل عدالت، ظلم، علم و جهل.
چه آنكه عدالت بملاحظه اينكه عدالت است هميشه و بطور ابد حسن مىباشد يعنى هرگاه و در هرموردى كه عنوان عدالت صادق باشد بناچار فاعلش نزد عقلاء ممدوح بوده و از نظر ايشان مُحسن تلقّى مىشود و همچنين ظلم باعتبار اينكه ظلم است صرفا قبيح مىباشد يعنى هرگاه و در هرمكانى كه اين عنوان صدق كند فاعلش از نظر عقلاء مذموم بوده و مسيئ شناخته مىشود.
٢- آنچه براى حسن و قبح مقتضى بوده و حسن و قبح در آن به حسن و قبح عرضى موسوم مىباشند مانند تعظيم نمودن دوست و تحقير وى چه آنكه تعظيم دوست فى حدّ نفسه امر حسن و ممدوحى است و تحقيرش نيز ذاتا امر قبيحى محسوب مىشود ولى تعظيم بعنوان اينكه تعظيم دوست بوده ممكنست قبيح و مذموم باشد مانند آنجائيكه سبب براى ظلم بشخص سوّمى گردد بخلاف عدالت كه مستحيل و غير ممكنست تا مادامى كه عنوان عدالت در آن صادق است قبيح باشد.
و همچنين است تحقير دوست بعنوان تحقير بودن چه آنكه امكان دارد حسن و ممدوح باشد نظير موردى كه سبب نجاتش از مرگ و هلاكت شود از اينرو تحقير در اينجا با صدق وصف تحقير دوست مستحسن مىباشد بخلاف ظلم زيرا تا مادامى كه اين عنوان باقى و صادق است امكان ندارد بتوان آنرا متّصف به حسن نمود.