بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٧ - بحث دوم واقعى بودن معانى حسن و قبح و رأى اشاعره
ترجمه:
بحث دوّم: واقعى بودن معانى حسن و قبح و رأى اشاعره
حسن بمعناى اوّل يعنى كمال و همچنين مقابلش يعنى قبح امر واقعى و خارجى بوده كه باختلاف انظار و اذواق مختلف نمىباشد و تحقّقش موقوف بر وجود كسيكه آنرا درك و تعقّل نمايد نيست بخلاف حسن به دو معناى اخير.
اين گفتار نياز به توضيح و تفصيل بيشترى دارد از اينرو مىگوئيم:
توضيح و تفصيل
١- امّا حسن بمعناى ملائمت با نفس و نيز مقابلش كه قبح يعنى عدم ملائمت با نفس باشد در خارج امرى كه محاذى با آن بوده و حكايتش نمايد وجود ندارد اگرچه منشاء آن گاهى امر خارجى بوده همچون رنگ، بو، طعم، منظّم بودن اجزاء و امثال آن.
بلكه حسن شيئ موقوف است بر وجود ذوق عام يا خاصّ زيرا ايشان بواسطه ذوقى كه دارد منظورات يا مسموعات و يا مذوقات را درك كرده و ذوق ياد شده آنها را ملائم با نفسش قرار مىدهد لاجرم اين امور نزد وى حسن شمرده مىشوند چنانچه اگر آنها غير ملائم با نفس باشند قبيح محسوب مىگردند حال اگر اذواق نسبت به شيئى مختلف و دگرگون بود مىبايد آنرا از نظر برخى حسن و نزد بعضى ديگر قبيح بدانيم چنانچه وقتى انسانها در ذوق عامّى با هم مشترك بودند شيئى ياد شده از نظر همگان بايد حسن يا قبيح تلقّى گردد.
بيان مراد
قوله: فليس له فى نفسه بازاء فى الخارج: ضمير در « له » به حسن و مقابلش راجع است.
قوله: يحاذيه و يحكى عنه: ضمائر فاعلى در « يحاذيه » و « يحكى » به « ازاء »