بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٨ - مناقشه مرحوم مصنف درئمسلك دوم از دو جهت ديگر
الآخر في التّأثير.
و عليه فنحن نسلّم انّ عدم الضّدّ من باب عدم المانع و لكنّه عدم المانع في الوجود و ما هو من المقدّمات عدم المانع في التّأثير، فلم يتكرّر الحدّ الاوسط. فلا نستنتج من القياس انّ عدم الضّدّ من المقدّمات.
و اعتقد انّ هذا البيان لرفع المغالطة فيه الكفاية للمتنبه، و اصلاح هذا البيان بذكر بعض الشّبهات فيه و دفعها يحتاج الى سعة من القول لا تتحمّلها الرّسالة. و لسنا بحاجة الى نفي المقدّمة لا ثبات المختار بعد ما قدّمناه.
ترجمه:
منشاء شبهه مذكور
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
شبهه مذكور ناشى از اين است كه كلمه « مانع » را حضرات مطلق قرار داده لاجرم چنين توهّم شده كه آن در صغرى و كبراى داراى يك معنى مىباشد و بدين ترتيب قياسى كه خيال كردهاند منتج است ترتيب دادهاند در حاليكه تمانع داراى دو معنا بوده و معنايش در صغرى غير معنائى است كه در كبرى از آن اراده شده در نتيجه حدّ وسط تكرار نشده و بدين ترتيب قياس صحيحى تأليف و تنظيم نيافته است.
شرح و توضيح
تمانع گاهى بمعناى تمانع در وجود است و مراد از آن امتناع اجتماع و عدم مناسبت بين دو چيز مىباشد و اين همان معنائى است كه از تمانع بين ضدّين اراده مىشود چه آنكه ضدّين در عالم وجود با هم اجتماع نكرده و هيچ تناسى بين آنها وجود ندارد.
و زمانى بمعناى تمانع در تأثير مىباشد يعنى دو شيئ هركدام داراى اثرى بوده مانع از اثر ديگرى بطورى كه محلّ قابليّت پذيرفتن يكى از دو اثر را فقط دارد لذا باين اعتبار بين دو شيئ مذكور مىتوان گفت تمانع مىباشد باينمعنا كه دو شيئ مقتضى بينشان تمانع در تأثير است فلذا هيچيك نمىتوانند اثر خود را ببخشند مگر