بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١٥ - نتيجه بحث و مسئله مقدمه واجب و اقوال در آن
دانست.
و بنابراين تقرير بايد ملتزم شويم اوامرى كه در شرع انور ببرخى از مقدّمات تعلّق گرفته محمول بر ارشاد بوده و در مقام اين هستند كه بيان كنند متعلّقشان شرط واجب بوده و واجب موقوف بر آنها مىباشد همانطوريكه ساير اوامر ارشادى صادر در موارد حكم عقل چنين مىباشند، از اينرو فرموده معصوم عليه السّلام يعنى:
اذا زالت الشّمس فقد وجب الطّهور و الصّلوة.
يعنى: وقتى زمان زوال آفتاب فرارسيد تحصيل طهارت و نماز هردو واجب مىشوند.
بايد حمل بر ارشاد شود چه آنكه اينكلام اگر هم نمىبود نفس امر بنماز در ايجاب تحصيل طهور كافى مىبود و از اين تقرير و بيان چنين نتيجه مىگيريم كه:
اساسا وجوب غيرى وجود نداشته بلكه وجوب مولوى منحصر است به واجب نفسى فقط فلذا بايد بگوئيم:
تقسيم واجب به واجب نفسى و غيرى بىمورد بوده و اين بحث از صفحه ابحاث اصول بايد حذف گردد.
بيان مراد
قوله: عدم وجوبها مطلقا: ضمير در « وجوبها » به مقدّمه راجع است و كلمه « مطلقا » يعنى چه مقدّمه سببى بوده و چه غيرش باشد، از قبيل شرط شرعى بوده يا غير آن باشد.
قوله: و الدّليل عليه: ضمير در « عليه » به حقّ بودن قول دوّم راجع است.
قوله: من انّه فى موارد حكم العقل: كلمه « من » بيانيّه بوده و ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » است.
قوله: فانّ هذه المسئلة: يعنى مسئله مقدّمه واجب.
قوله: من ذلك الباب: يعنى داخل است در اين باب كه وقتى عقل بلزوم شيئى حكم كرد ديگر جائى براى امر مولوى از جانب مولى براى آن وجود ندارد.
قوله: لانّه اذا كان الامر الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.