إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - نقد و بررسى كلام محقق نهاوندى رحمه الله
مرتبط با ايجاب و بعثى نمائيم كه جانشين اراده هست.
بديهى و وجدانى است كه: همانطور كه اراده انسان مىتواند به يك امر حالى، متعلّق شود، امكان هم دارد كه اراده به امر استقبالى، تعلّق گيرد و شاهدش اين است كه: فرضا شما تصميم داريد در فصل تابستان به مشهد، مسافرت كنيد، اكنون كه يك ماه به آن فصل باقى مانده، شما قاطع هستيد و اراده قطعى، نسبت به آن مسافرت داريد و در صدد تهيّه وسائل سفر مىباشيد امّا مسافرت، يك امر استقبالى هست و اين مطلب، وجدانى و انكارش خلاف بداهت است.
سؤال: با ادّعاى بداهتى كه شما- مصنّف- داريد پس چرا محقّق نهاوندى، منكر آن شده و به عبارت ديگر، منشأ توهّمش چه بوده؟
منشأ توهّم محقّق نهاوندى، اين بوده كه شنيدهاند اراده را چنين تعريف كردهاند:
«الارادة هو الشّوق المؤكّد المحرّك للعضلات نحو المراد» و توهّم نموده است كه تحريك اراده به جانب امر متأخّر «مما لا يكاد» مىباشد به نحوى كه اخيرا بيان كرديم.
مصنّف رحمه اللّه به دو وجه يا به دو بيان توهّم مزبور را دفع نمودهاند:
١- كأنّ از عبارت مرحوم آقاى آخوند، چنين استفاده مىشود كه معناى كلمه «المحرّك» را به ظاهرش اخذ نمائيم و بگوئيم مقصود از آن، محرّك فعلى هست.
سؤال: در فرض مسئله كه تحريك فعلى براى تحقّق مراد وجود ندارد؟
جواب: عبارت «نحو المراد» را چنين معنا مىكنيم كه مشكل، حل شود.
مقصود از تحريك فعلى، نحو المراد، اين است كه اگر مراد شما مقدّماتى دارد فعلا فراهم مىكنيد- اگر براى رفتن به مشهد در فصل تابستان، مقدّماتى لازم هست، اكنون آن را مهيّا مىكنيد- پس مقصود از محرّك، همان محرّك فعلى است امّا معنايش اين نيست كه مراد هم الآن حاصل شود بلكه منظور، اين است كه محرّك فعلى به جانب تهيّه مقدمات و