إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٣ - نقد و بررسى كلام محقق نهاوندى رحمه الله
بل مرادهم من هذا الوصف- في تعريف الارادة- بيان مرتبة الشّوق الذي يكون هو الإرادة، و إن لم يكن هناك فعلا تحريك؛ لكون المراد و ما اشتاق إليه كمال الاشتياق أمرا استقباليّا غير محتاج إلى تهيئة مئونة أو تمهيد مقدّمة، ضرورة أنّ شوقه إليه ربما يكون أشدّ من الشّوق المحرّك فعلا نحو أمر حاليّ أو استقباليّ، محتاج إلى ذلك(١).
وسائل مراد هست منتها براى رسيدن به مراد گاهى اصلا نياز به مقدّمهاى نيست «كحركة نفس العضلات» كه به محض اراده، دست انسان حركت مىكند و هيچ فاصلهاى با آن شوق مؤكّد ندارد و گاهى نياز به تهيّه مقدّمات هست كه ممكن است آن مقدّمات، كم و كوتاه باشد يا فراوان بنابراين:
فحركة العضلات تكون اعمّ من أن تكون بنفسها مقصودة او مقدّمة له و «الجامع» ان يكون نحو المقصود.
(١)- اطلاق عنوان «المحرّك للعضلات» كه در تعريف اراده آمده، موضوعيّت ندارد، اراده، همان شوق كامل مؤكّد هست منتها چون خواستهاند آن را معرفى كنند كه كدام مرتبه از شوق مؤكّد، مراد هست، در بيان مرتبه شوق، عنوان «المحرّك للعضلات» اخذ شده و الا نفس تحريك عضلات، مدخليّتى در باب اراده و تعريف آن ندارد، لذا اگر مراد شما يك امر استقبالى باشد و اكنون اراده شما به آن تعلّق گيرد و هيچگونه مقدّمهاى هم براى تهيّه مراد لازم نباشد لكن شوق مؤكّدى كه از آن تعبير به اراده مىشود در نفس شما تحقّق پيدا كرد، همين مطلب در تحقّق عنوان اراده كافى هست- گرچه در صورت نياز به تهيّه مقدّمات، اشتغال به آنها پيدا نكنيد.
جمعبندى: همانطور كه اراده، متعلّق امر حالى مىشود، ممكن است به امر استقبالى