إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٩ - اشكالات مصنف بر تقسيم واجب، به معلق و منجز
بين آن دو واجب هست؟
وقتى به كلام ايشان مراجعه كنيم، مىبينيم ايشان اثرى برآن مترتّب كرده كه: در عين حال كه «حج» توقف بر زمان خاص دارد، قبل از فرارسيدن آن موسم خاص، تحصيل مقدّماتش لازم است و بايد وسائل رفتن به حج را فراهم نمود.
سؤال: علّت وجوب تهيّه مقدّمات چيست؟
آيا علّتش اين است كه حج در آينده و در موسم خاص واقع مىشود يا علّت وجوبش اين است كه وجوب حج «فعليت» دارد به عبارت ديگر: آيا اين اثر وجوب مقدّمات وجوديّه، مربوط به استقبالى بودن حج است يا مربوط به فعليّت وجوب حج مىباشد؟
چون مكلّف، مستطيع شده و وجوب فعلى تحقّق پيدا كرده، فعليّت وجوب حج، گريبانگير مكلّف مىشود و مىگويد بايد مقدّمات آن را فراهم كنى امّا توقف داشتن حج بر زمان خاصّى، مدخليّتى در وجوب مقدّمه ندارد.
به عبارت واضحتر: كسانى كه قائل به وجوب مقدّمه هستند، معتقدند: وجوب مقدّمه از وجوب ذى المقدّمه ترشّح مىشود نه از اينكه ذى المقدّمه، يك امر استقبالى هست، استقبالى بودن ذى المقدّمه، دخالتى در وجوب مقدّمه ندارد لذا مىگوئيم ثمرهاى كه صاحب فصول بر تقسيم ابتكارى خود مترتّب كرده و خواسته در واجبات معلّق براى مقدّمات وجوديّه، اثبات وجوب كند، آن تقسيم بىمورد است. البتّه بديهى است كه ما هم قبول داريم كه بعد از تحقّق استطاعت، تهيّه مقدّمات حج، واجب است لكن منشأ وجوب، «فعليّت» وجوب حج است نه استقبالى بودن نفس ذى المقدّمه.
خلاصه: مصنّف رحمه اللّه تاكنون دو اشكال بر تقسيم صاحب فصول، وارد نمودهاند:
١- تقسيم بايد استقلالى باشد ولى تقسيم شما يك تقسيم مستقلى نيست.
٢- اثرى بر تقسيم شما مترتّب نيست.