إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - اشكالات مصنف بر تقسيم واجب، به معلق و منجز
جواب: آن تقسيم به حسب ظاهر، معقول و صحيح است زيرا در واجب منجّز و معلّق، تكليف «فعلى» است منتها در واجب معلّق» «مكلّف به» استقبالى هست امّا در منجّز، «حالى» مىباشد لذا طبق مبناى مشهور و مصنّف نمىتوان تقسيم فصولى را انكار كرد امّا درعينحال ممكن است دو اشكال به آن تقسيم وارد نمود و گفت تقسيم ايشان موضوعيّت و ارزش چندانى ندارد.
الف: مقدّمه: اگر براى موضوعى يا شىء تقسيمات متعدّد ذكر كردند، در چه صورتى مىتوان گفت آن تقسيمات، مستقل هست؟
تقسيمى مستقل است كه با جميع تقاديرش با تقسيم ديگر- در آن مورد- سازگار باشد.
مثال: فرضا براى انسان، دو تقسيم به اين ترتيب ذكر مىكنيم كه: الف: «الانسان امّا عالم و امّا جاهل» ب: «الانسان امّا ابيض و امّا غير ابيض.»
در صورتى تقسيمات مذكور، مستقل است كه انسان ابيض هم بتواند عالم باشد و هم بتواند غير عالم باشد. و همچنين انسان غير ابيض هم بتواند عالم باشد و هم بتواند غير عالم باشد. و همچنين در تقسيم اوّل- الف- «عالميت» هم با ابيضيّت سازگار باشد و هم با غير ابيضيّت و كذا جاهل بودن.
امّا بهعنوان مثال اگر گفتيم «الانسان امّا ابيض و امّا غير ابيض» لكن از باب فرض، آن خصوصيّت فقط در انسان عالم بود و انسان جاهل، عنوان ابيض و غير ابيض نداشت، مىگوئيم آن تقسيم، غير صحيح است.
امّا در محل بحث: ابتداء تقسيمى براى واجب ذكر كردهاند كه: «الواجب امّا مطلق و امّا مشروط» سپس صاحب فصول، واجب منجّز و معلّق را مطرح و ابداع كردهاند، در صورتى