إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٨ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
فان قلت: فما فائدة الانشاء؟ إذا لم يكن المنشأ به طلبا فعليّا، و بعثا حاليّا.
قلت: كفى فائدة له أنّه يصير بعثا فعليّا بعد حصول الشّرط، بلا حاجة إلى خطاب آخر، بحيث لولاه لما كان فعلا متمكّنا من الخطاب، هذا مع شمول الخطاب كذلك للإيجاب فعلا بالنّسبة إلى الواجد للشّرط، فيكون بعثا فعليّا بالإضافة إليه، و تقديريّا بالنّسبة إلى الفاقد له، فافهم و تأمّل جيّدا(١).
رسيده است بنابراين، احكامى كه در سال دهم، فعليّت پيدا كرده، قبل از آن، فعليّتش برخورد به مانع نموده و همچنين آن حكمى كه در سال آخر بعثت، فعليّت پيدا كرده قبل از آن، فعليّتش برخورد به مانعى نموده. اگر به روايات معصومين عليهم السّلام مراجعه شود، مشخص مىشود كه بعضى از احكام هنوز هم به مرحله فعليّت، نرسيده بلكه در زمان ظهور حضرت مهدى «ارواحنا له الفداء» فعليّت پيدا مىكند. بنابراين درعينحال كه احكام واقعى، تابع مصالح و مفاسد در متعلقات خود هستند ولى چنين نيست كه فعليّت آنها برخورد به مانع ننموده باشد به نحوى كه بيان كرديم.
امّا در محلّ بحث، ممكن است چنين بگوئيم: اكرام زيد، داراى مصلحت تامّه لازم الاستيفاء هست امّا اگر بنا باشد وجوب آن، فعليّت پيدا كند بايد مجىء زيد محقّق شود.
نتيجه: طبق مبناى اخير، آنچه كه تابع مصالح و مفاسد در متعلّقات مىباشد، احكام واقعيّه هست اما فعليّت آنها شرائط و موانعى دارد، فرضا ممكن است مجىء زيد، يكى از شرائط فعليّت حكم به وجوب اكرام زيد باشد- در واجب مشروط- و هيچگونه تالى فاسدى برآن مترتّب نمىشود.
(١)- اشكال: مولائى كه در صدد است اكرام زيد را بهصورت واجب مشروط و بعد