پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٤ - شرح و تفسير ويژگىهاى مهم قرآن
مىكند و نيز ممكن است منظور اين باشد كه قرآن سند معذور بودن در پيشگاه خدا در قيامت است به اين معنا كه هركس اعمال خود را با دستور و پيام قرآن هماهنگ سازد،
در پيشگاه خدا معذور خواهد بود. معناى دوم صحيحتر به نظر مىرسد.
تعبير به «برهانا لمن تكلّم به» اشاره به اين است كه نه تنها انسان در عقايد و اعمال خود مىتواند تكيه بر قرآن كند، بلكه براهين قرآنى در مقابل مخالفان؛ خواه در مبدأ و معاد باشد و خواه در برنامههاى زندگى، بهترين برهان است.
تعبير به «شاهدا لمن خاصم به» تأكيد بيشترى بر اين معناست كه هركس قرآن را شاهد و گواه خود در مقابل خصم بگيرد، بهترين شاهد و گواه محسوب خواهد شد و نتيجه آن همان چيزى است كه در جمله پنجم آمده كه استدلال و استشهاد به قرآن، سبب پيروزى و غلبه بر مخالفان است.
سپس امام عليه السّلام در هفت وصف باقى مانده از ٤٢ وصفى كه در اين بخش از خطبه درباره قرآن بيان كرده، مىفرمايد: «قرآن نجاتدهنده خوبى است براى كسى كه به آن عمل كند و مركب راهوارى است براى آنكس كه آن را به كار گيرد، نشانه افتخارى است براى كسى كه خود را با آن نشانهگذارى كند، و سپر مطمئنّى است براى آنكس كه خود را در پناه آن قرار دهد و علم و دانش پرارزشى است براى كسى كه آن را حفظ و نگهدارى كند و گفتار والايى است براى آنكس كه آن را روايت نمايد و حكم قاطعى است براى كسى كه با آن قضاوت كند»؛ (و حاملا لمن حمله، و مطيّة لمن أعمله، و آية لمن توسّم [١]، و جنّة لمن استلأم [٢]، و علما لمن وعى، و حديثا لمن روى، و حكما لمن قضى).
[١]. «توسّم» از «وسم» بر وزن «وصل» به معناى علامتگذارى گرفته شده است. اين ماده، گاه به معناى زيبايى نيز به كار مىرود.
[٢]. «استلأم» از ريشه «لئم» بر وزن «لعن» به معناى جمع كردن و التيام بخشيدن و هماهنگ نمودن ميان دو چيز است و «استلام» به معناى پوشيدن زره يا ساير ابزار جنگ است، گويى ميان اين ابزار و بدن خود هماهنگى ايجاد مىكند.