پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - شرح و تفسير بهترين واعظ!
عاينتموهم، حملوا إلى قبورهم غير راكبين، و أنزلوا فيها غير نازلين).
آرى! آنها بر دوش مردم سوارند و به سوى منزلگاه ابدى خويش پيش مىروند بىآنكه از خود اختيارى داشته باشند و آنان را در حفره قبر وارد مىكنند بىآنكه بخواهد.
سپس با بيان دو وصف ديگر، سرنوشت آنها را روشنتر مىسازد و مىفرمايد: « (چنان از دنيا بيگانه مىشوند كه) گويى هرگز به عمران آن نپرداختهاند و (چنان به آخرت مىپيوندند كه گويى هميشه وطنشان بوده است!)»؛ (فكأنّهم لم يكونوا للدّنيا عمّارا [١]، و كأنّ الآخرة لم تزل لهم دارا).
اشاره به اينكه همه چيز در يك لحظه تمام مىشود و به قدرى از دنيا فاصله مىگيرند كه گويى هرگز در آن نمىزيستند و چنان به آخرت نزديك مىشوند كه گويى از ازل در آنجا مىزيستند.
در ادامه مىافزايد: «از آنجايى كه وطنشان بود وحشت و دورى مىكنند و آنجا را كه از آن وحشت داشتند به عنوان وطن برمىگزينند»؛ (أوحشوا ما كانوا يوطنون، و أوطنوا ما كانوا يوحشون).
آرى! هنگامى كه از كنار قبرستانهاى خاموش عبور مىكردند، از ديدن منظره قبرستان در وحشت فرومىرفتند و روى از آن برمىگرداندند، به ويژه اگر هنگام شب عبورشان به قبرستان مىافتاد؛ ولى اكنون آنجا وطن آنها شده است و اگر آنها را با اين حال به خانه و كاشانهشان بازگردانند هم مردم از آنها وحشت مىكنند و هم آنها- اگر درك و شعورى مىداشتند- از مردم وحشت مىكردند.
از سوى ديگر مشكل مهم آنها اين است كه سراى آخرت را آباد نكردند و هرچه نيرو داشتند بر سر عمران سراى دنيا گذاشتند همانگونه كه امام عليه السّلام در ادامه سخن مىفرمايد: «آنها در دنيا به چيزى مشغول شدند كه (سرانجام) از آن جدا گشتند، و جايى
[١]. «عمّار» جمع «عامر» از ريشه «عماره» و «عمران» به معناى آباد كردن گرفته شده و عمّار به معناى آبادكنندگان است.