پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - خطبه در يك نگاه
حضرت مهدى عليه السّلام و ياران او دارد.
در بخش دوم، اصحاب و ياران و مردم زمان خويش را نصيحت مىكند كه از فتنهها بپرهيزند و از گرد پيشواى خود پراكنده نشوند و مراقب فتنههاى شديدترى باشند كه در پيش روى آنهاست.
گفتنى است كه مدائنى- همانگونه كه در سند خطبه اشاره شد- قسمتهاى ديگرى را از اين خطبه كه مرحوم سيد رضى ذكر نكرده است در كتاب خود با نام صفين آورده و در پايان آن مىگويد: مردى از اهل بصره (هنگامى كه پيشگويىهاى على عليه السّلام را با آن شرح و تفصيل شنيد) به مردى از اهل كوفه كه در كنار او نشسته بود، گفت: من گواهى مىدهم كه اين مرد بر خدا و پيامبر دروغ مىبندد. مردى كه از اهل كوفه بود، به او گفت: از كجا فهميدى؟ (ولى او جوابى نداد) سپس مىافزايد: آن مرد كوفى مىگويد به خدا قسم على عليه السّلام از منبر پايين نيامد مگر اين كه آن مرد بصرى فلج شد و دست و پاى او از كار افتاد. او را در محملى گذاشتند و به خانهاش بردند و در همان شب از دنيا رفت. [١]
(١). مصادر نهج البلاغه، جلد ٢، صفحه ٤٧٩. همين مطلب را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود در جلد ٦، صفحه ١٣٦ آورده است.