پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - شرح و تفسير عذاب هولناك قيامت!
الكبير، الّذي قد لهزه [١] القتير [٢]، كيف أنت إذا التحمت [٣] أطواق النّار بعظام الأعناق، و نشبت [٤] الجوامع [٥] حتّى أكلت لحوم السّواعد [٦]).
چرا امام عليه السّلام خطاب به پير كهنسال مىكند؟ ممكن است به خاطر اين باشد كه آفتاب عمر آنها بر لب بام آمده- هرچند مرگ هيچكس را خبر نمىكند- و بايد بيشتر مراقبت كنند و يا به جهت اينكه پيران در جوانان و فرزندان و خانواده خود نفوذ دارند و مىتوانند آنها را پند دهند. جمله «قد لهزه القتير» با توجه به اين كه «لهز» در اصل به معناى نفوذ و گسترش چيزى در چيز ديگر است و «قتير» از ريشه «قتر» (بر وزن چتر) تنگ گرفتن و سختگيرى است مفهومش اين است كه پيرى در همه وجود آنها نفوذ كرده، استخوانها سست شده، مغز و اعصاب ضعيف گشته و همه اعضاى بدن ناتوان شده است.
امام عليه السّلام در اينجا به دو عذاب بسيار دردناك دوزخيان اشاره مىكند. يكى طوقههاى آتشين كه به گردن مجرمان انداخته مىشود، به گوشت آنها نفوذ كرده و به استخوانها مىرسد و ديگر غلهاى جامعه است كه دستها را محكم به گردنها مىبندد به گونهاى كه ساق دست را مجروح مىكند. البتّه اين عذابها گرچه بسيار دردناك است ولى به سبب
[١]. «لهز» از ريشه «لهز» بر وزن «محض» به معناى آشكار شدن و آميختن و نفوذ كردن در چيزى است.
[٢]. «قتير» در اصل نوك ميخهايى است كه در سر حلقههاى زره قرار دارد. سپس به هرامر مشكلزا و كار سختگيرانه اطلاق شده است و چون دوران پيرى يكى از مشكلات شديد است واژه قتير به پيرى نيز اطلاق شده است و در خطبه بالا نيز به همين معناست.
[٣]. «التحمت» از ماده «لحم» بر وزن «فهم» به معناى درهم فرورفتن و محكم شدن آمده است و مفهوم آن در جمله بالا اين است كه طوقهاى آتشين به استخوانهاى گردن مىچسبد و «لاحم» به معناى پر كردن شكاف چيزى و به اصطلاح لحيم كردن است. و «لحم» به معناى گوشت نيز از همين معنا سرچشمه گرفته كه ميان استخوانها را پر مىكند.
[٤]. «نشبت» از ريشه «نشب» بر وزن «رجب» آويزان شدن است.
[٥]. «جوامع» جمع «جامعه» غل و زنجير است كه دستها را به گردن مىبندد.
[٦]. «سواعد» جمع «ساعد» به معناى ساق دست است.