پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - ترجمه
در تكميل اين سخن مىافزايد: «آيا مىدانيد آنگاه كه مالك (دوزخ) بر آتش (دوزخ) خشم مىگيرد، آتشهاى بر روى هم مىغلتند و يكديگر را مىكوبند (و شعلههاى عظيم از درون آنها برمىخيزد!) و آنگاه كه بر آتش فرياد زند از وحشت فرياد او قطعات عظيم آتش در ميان درهاى جهنم به هرسو پرتاب مىشوند!»؛ (أعلمتم أنّ مالكا إذا غضب على النّار حطم [١] بعضها بعضا لغضبه، و إذا زجرها توثّبت [٢] بين أبوابها جزعا من زجرته!).
مرحوم «مغنيه» هنگامى كه به شرح اين بخش از خطبه مىرسد سخن جالبى دارد.
وى مىگويد:
«همه خطبههاى نهج البلاغه دو يا سه اصل را همراه باهم تعقيب مىكنند، از يك سو حمد و ستايش و تعظيم پروردگار و شرح صفات جمال و جلال و اسماى حسناى او و از سوى ديگر، ثنا و تمجيد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و نور و هدايتى كه براى جهان انسانيّت آورده از سوى سوم سخن از فكر و فريب دنيا و سكرات مرگ و وحشت قبر و حساب و عذابهاى شديد الهى در قيامت.
و شگفت آن كه با اين همه تكرار، چيزى مكرر در آن نيست، زيرا هركدام اسلوب تازه و شكل جديد و بديعى دارد كه در قبل و بعد آن ديده نمىشود، چيزى كه شارحان نهج البلاغه را به زحمت مىافكند و در حيرت فرومىبرد». [٣]
به هرحال امام عليه السّلام در اين سخن ناتوانى و ناراحتى شديد انسان را در برابر مصائب كوچك دنيا شرح مىدهد و آن را با مسائل عظيم آخرت و عذابهاى شديد آن مقايسه
[١]. «حطم» از ريشه «حطم» بر وزن «حتم» به معناى شكستن و خرد كردن چيزى است. اين تعبير در مورد اشيايى كه به شدت به هم بخورد و خرد شوند، اطلاق مىگردد و به همين مناسبت يكى از نامهاى دوزخ «حطمة» است.
[٢]. «توثبت» از ماده «وثوب» به معناى جستن و پريدن است.
[٣]. فى ظلال نهج البلاغه، جلد ٣، صفحه ٤٦ (با اقتباس).